تهران؛ شهر پولدارها
آمارها نشان میدهد سه دهه سیاستگذاری نادرست، جمعیت فقیر و متوسط را به حومه شهرها منتقل کرده و کاهش مالکیت مسکن در تهران از ۶۴ درصد به ۴۶ درصد، موتور محرک این جابهجایی بوده است.
آمارها نشان میدهد سه دهه سیاستگذاری نادرست، جمعیت فقیر و متوسط را به حومه شهرها منتقل کرده و کاهش مالکیت مسکن در تهران از ۶۴ درصد به ۴۶ درصد، موتور محرک این جابهجایی بوده است. بسیاری از خانوارهای کمدرآمد حتی با شغل ثابت، مجبور به سکونت در شهرهای اطراف شده و در چرخه فقر پایدار گرفتار شدهاند. برخی کارشناسان معتقدند: حتی شاغلان تماموقت و بیمهشده نیز در شرایط کالاییشدن مسکن، توان حفظ سرپناه خود را از دست میدهند. در نشست «پیراشهرنشینی و اسکان غیررسمی»، مجتبی رفیعیان استاد گروه شهرسازی دانشگاه تربیت مدرس، عبدالوهاب شهلیبر پژوهشگر مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی و کیومرث ایراندوست استاد گروه شهرسازی دانشگاه کردستان دلایل حومهایشدن فقر شهری را بررسی کردند. مجتبی رفیعیان در این نشست به بررسی ابعاد نهادی و سازمانی این پدیده پرداخت و گفت: فرایند پیراشهرنشینی یا همان حومهایشدن فقر، یکی از مباحث پررنگ در ادبیات چند دهه اخیر شهرسازی است که همواره با مفاهیم، رویکردها و تبیینهای متنوعی درباره ریشهها، خاستگاهها و پیامدهای اجتماعی و محلی همراه بوده است. او تأکید کرد که این تعارضات نهادی نهتنها مانع سیاستگذاری کارآمد در حوزه مسکن و حاشیهنشینی میشود، بلکه خود به عاملی برای تشدید نابرابریهای فضایی و استمرار فقر شهری در حومه بدل شده است. رفیعیان به ریشههای تاریخی و تحولات مفهومی فقر پرداخت و گفت که مسئله اصلی در مدیریت این پدیده، تعارضات نهادی و ظرفیتهای حکمرانی شهری است.
او با اشاره به ضرورت همگرایی نهادها و شکلگیری کنش مشترک برای مواجهه با فقر گفت: برای مدیریت پیراشهرنشینی و سکونتگاههای غیررسمی باید سازوکارهای همگرا میان دستگاهها ایجاد شود. ایدههای مختلف ارزشمندند، اما مسئله اصلی آن است که فقر شهری بهعنوان یک پدیده مستقل و ریشهدار، نیازمند رویکردی نهادی و سازمانی است.