نقدی بر اندیشه جناب وزیر اقتصاد
اخیرا وزیر محترم اقتصاد و دارایی کشور اظهاراتی داشته است که بعضی از کارشناسان اقتصاد نمیتوانند بیتفاوت از کنار آن بگذرند و به سهم خویش باید در برابر سخنان و نظریههای وی که گرتهبرداری از یک نظام فکری خاص در حوزه مطالعات علم اقتصاد است، عکسالعمل نشان دهند تا شاید جلوی سیاستهایی که مبتنی بر شناخت مقتضی اقتصاد ایران نیست، گرفته شود.
اخیرا وزیر محترم اقتصاد و دارایی کشور اظهاراتی داشته است که بعضی از کارشناسان اقتصاد نمیتوانند بیتفاوت از کنار آن بگذرند و به سهم خویش باید در برابر سخنان و نظریههای وی که گرتهبرداری از یک نظام فکری خاص در حوزه مطالعات علم اقتصاد است، عکسالعمل نشان دهند تا شاید جلوی سیاستهایی که مبتنی بر شناخت مقتضی اقتصاد ایران نیست، گرفته شود.
چکیده مطلب ایشان این بود که چندنرخیبودن ارز اشتباه است و نرخ ارز باید تکنرخی و آزاد شود. او افزود که سیاستهای تنظیم بازار و قیمتگذاری و دخالت دولت در بازار، کاری عبث، عوامفریبانه و اشتباه بوده است و این حمایت از قشر ضعیف یا پشتیبانی از تولید داخلی نیست، بلکه به آنها بیشتر آسیب میرساند و سبب اشاعه ویژهخواری و فساد شده است. این سخنان از جنس مطالب کلیشهای منتسب به علم اقتصاد لیبرال، آنهم از نوع خاص است. عمدتا از نظام فکری کلاسیکهای امروزین آن اقتباس شده است. این تفکر تحت شرایطی مشخص که به شرایط طبیعی شهرت دارد و آن را در وجود شرایط بازار آزاد رقابت میبیند، خود را کارآمد نشان میدهد. معتقدند اگر اطلاعات در بازار شفاف باشد، طرفین عرضه و تقاضا بسیار زیاد باشند که هیچیک نتوانند با کمکردن یا زیادکردن دادوستد خود، بر قیمت اثرگذار باشند و محصولات و خدمات نیز همگن و کاملا مشابه باشند، ورود و خروج عوامل تولید به بازار آزاد باشد، آنگاه نیاز به دخالت دولت نیست و اگر دخالت شود، تخصیص بهینه آسیب میبیند. این تفکر اساسا با برنامهریزی دولت در اقتصاد مخالف است و اعتقاد دارد هر نوع عدم تعادل و اخلال در بازار، بعد از گذشت مدتی بهطور خودکار برطرف میشود. اگر نشد، حداکثر با سیاستهای پولی میتوان اقدام به رفع معضل کرد؛ چون پول متغیر واقعی نیست و خنثی است و نقشی در تغییر متغیرهای واقعی ندارد! برخلاف نظر کینزینها که نقش پول را خنثی نمیپندارند.