درسهای تاریخی برای احیای نقش ایران در راه جدید ابریشم
شناخت هر پدیده تاریخی نیازمند بازنگری دقیق در مبانی و موانع معرفتشناختی آن است. تاریخ بشر سرشار از پدیدههایی است که با گذر زمان، لایههای معنایی تازهای یافتهاند و برداشتهای سطحی یا یکجانبه، مانع از درک صحیح آنها شده است.
شناخت هر پدیده تاریخی نیازمند بازنگری دقیق در مبانی و موانع معرفتشناختی آن است. تاریخ بشر سرشار از پدیدههایی است که با گذر زمان، لایههای معنایی تازهای یافتهاند و برداشتهای سطحی یا یکجانبه، مانع از درک صحیح آنها شده است. یکی از این پدیدهها، «جاده ابریشم» است؛ مسیری که بیش از 17 قرن نقش مهمی در پیوند اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جوامع مختلف ایفا کرده است. امروز که چین با ابتکار جهانی «یک کمربند – یک راه» (BRI) در پی احیای اندیشه جاده ابریشم است، شناخت عمیق و جامعی از پیشینه این مسیر بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. زیرا هرگونه خطای ادراکی در فهم کارکرد تاریخی جاده ابریشم میتواند بر جایگاه کنونی کشورهایی چون ایران – که در قلب این شاهراه تاریخی قرار دارند – تأثیر منفی بگذارد. مقاله حاضر که حاصل مشاهدات میدانی و مطالعات منابع تاریخی است، با نگاهی تحلیلی به تاریخ جاده ابریشم، تلاش میکند باورهای رایج اما ناصحیح درباره این مسیر را بازبینی کند و نشان دهد که چگونه میتوان از این بازنگری تاریخی شبکه راههای ابریشم، برای ترسیم نقشی فعال و مؤثر برای ایران در پروژه «یک کمربند – یک راه» بهره گرفت.
بازخوانی ماهیت چندبعدی جاده ابریشم