چرا دانشگاه؟
مرحله دوم آزمون سراسری بهعنوان یکی از رخدادهای مهم عرصه آموزشی ایران چند روزی است که سپری شده و حدود یک میلیون از جوانان این مرزوبوم و البته چند میلیون خانوادهشان منتظر نتیجه آن هستند. از سوی دیگر ماه آینده دانشگاهها با حضور میلیونها جوان ایرانی بازگشایی خواهند شد و علاوهبراین جشن دانشآموختگی صدها هزار نفر از دانشجویان در ماههای گذشته برگزار شده یا در ماه آینده برگزار خواهد شد.
امامعلی شعبانی-عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه مازندران: مرحله دوم آزمون سراسری بهعنوان یکی از رخدادهای مهم عرصه آموزشی ایران چند روزی است که سپری شده و حدود یک میلیون از جوانان این مرزوبوم و البته چند میلیون خانوادهشان منتظر نتیجه آن هستند. از سوی دیگر ماه آینده دانشگاهها با حضور میلیونها جوان ایرانی بازگشایی خواهند شد و علاوهبراین جشن دانشآموختگی صدها هزار نفر از دانشجویان در ماههای گذشته برگزار شده یا در ماه آینده برگزار خواهد شد. در همین راستا تردید جدی درباره ضرورت وارد شدن یا وارد نشدن به دانشگاه در اذهان عمومی جامعه ایرانی بهویژه جوانان مطرح است. منتقدان معتقدند که نهتنها علم و دانش در جایی خارج از دانشگاه جریان دارد، بلکه مهمتر از آن، جوانان -بهویژه پسران- برای گذران حدود چهار سال از بهترین زمان عمرشان، جز اتلاف وقت و انرژی حاصل دیگری متصور نیستند. بهویژه آنکه آموزش و متون آموزشی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی ایران در بسیاری از رشتهها بیمهری جدی با صنعت و جامعه و در حقیقت کاربردهای عینی و بیرونی دارند. همچنین برخی معتقدند که علم و دانشگاه حتی گاهی میتواند ضد رسالتش عمل کند و گاهی موجب حجاب معرفت شود؛ یعنی خود آسیبها و لطمات و صدمات درخورتوجهی در پی داشته باشد. البته نوشتار پیشرو معتقد است برای هر فردی -حتی با وجود همه انتقادت جدی- حضور در دانشگاه و تجربه زندگی دانشجویی یک امر ضروری است؛ اگرچه درباره ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی، جوانان بهویژه پسران تردیدهای جدی دارند. روی سخن نه صرفا با متقاضیان ورود به دانشگاه، بلکه با دانشآموختگانی است که احتمالا با تردید درباره گذشته خود در دانشگاه فکر میکنند. در فلسفه و ضرورت تجربه دانشگاه برای هر جوان ایرانی، با وجود همه تردیدهای موجود، چند نکته قابل ذکر است:
- عمل به فرائض دینی و توصیههای اسلامی: برای دینباوران، بیتردید منظر دینی علمآموزی و ثواب و اجر اخروی آن قابل اعتنا است. در تمام ادیان الهی به علم و علمآموزی و تکریم عالم تأکید شده است. در دین اسلام و بهویژه در کلام الهی آن بیش از 80 بار واژه علم و مشتقات آن به کار رفته است. حتی نخستین آیات آن به قلم قسم یاد کرده است. قلم علما بر خون شهیدان برتری داده شده است. پیامبرش خواسته است که علم بیاموزید؛ حتی اگر در چین (البته نه چین فعلی که همواره ماچین یعنی آن سوی چین بوده است؛ بلکه آسیای میانه امروز یا همان ترکستان دیروز) باشد. ضمن آنکه طلب علم را بر هر مرد و زنی واجب دانسته است. اسیر مشرک با آموختن سوادآموزی به مسلمانان، آزاد میشده است و صدها نمونه دیگر در این دین که از جایگاه و اهمیت علم و عالم و ضرورت علمآموزی خبر دارد.