طراحی استراتژی ملی نوین
در پی جنگ ۱۲روزه که به عنوان نقطه عطفی در پویاییهای ژئواستراتژیک خاورمیانه عمل کرد، ضرورت بازنگری بنیادین در پارادایمهای تصمیمسازی ایران بیشازپیش آشکار شده است. این رویداد، با تلفیق عناصر نظامی، سایبری و تبلیغاتی، نهتنها برخی از نقاط آسیبپذیر و شکننده ساختاری را برجسته کرد، بلکه الزامی برای گذار از رویکردهای سابق به مدلهای عملگرایانه و مردممحور ایجاد کرد.
مهدی بازرگان : در پی جنگ ۱۲روزه که به عنوان نقطه عطفی در پویاییهای ژئواستراتژیک خاورمیانه عمل کرد، ضرورت بازنگری بنیادین در پارادایمهای تصمیمسازی ایران بیشازپیش آشکار شده است. این رویداد، با تلفیق عناصر نظامی، سایبری و تبلیغاتی، نهتنها برخی از نقاط آسیبپذیر و شکننده ساختاری را برجسته کرد، بلکه الزامی برای گذار از رویکردهای سابق به مدلهای عملگرایانه و مردممحور ایجاد کرد.
گفتههای اخیر مقاماتی مانند روحانی، کروبی، پزشکیان و محسنیاژهای، هرچند در چارچوبهای متفاوت و از منظرهای گوناگون، بر این ضرورت تأکید دارند که برای عبور از بحران فعلی باید «از تقویت دیپلماسی مذاکرهمحور» تا «اصلاحات داخلی مبتنی بر حاکمیت ملی» را در دستور کار قرار داد. در سایه شرایط پساجنگ و با تمرکز بر ابعاد سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی، اقتصادی، معیشتی، اجتماعی، فرهنگی، انرژی، ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک، عملا تغییر ریلگذاری نهتنها اجتنابناپذیر، بلکه امری حیاتی برای پایداری و بقای کشور است.