آشتی ملی؛ ضرورت راهبردی در پرتو تجربه همبستگی ملی
جنگ تحمیلی ۱۲روزه علیه ایران، هرچند خسارتهایی را به بار آورد، اما حقیقتی عمیق را بار دیگر برای همگان آشکار کرد؛ ظرفیت بینظیر ملت ایران برای همبستگی در دفاع از وطن. در روزهایی که رژیم متجاوز صهیونیستی -با تکیه بر حمایتهای نظامی، اطلاعاتی و رسانهای غرب- تهاجمی تمامعیار را آغاز کرد، جامعه ایران با همه تکثرهای سیاسی، مذهبی، قومی و فرهنگی، بدون توجه به مرزبندیهای کلیشهای، به شکل خودجوش و متحد، در کنار یکدیگر ایستاد.
جمیله کریمی: جنگ تحمیلی ۱۲روزه علیه ایران، هرچند خسارتهایی را به بار آورد، اما حقیقتی عمیق را بار دیگر برای همگان آشکار کرد؛ ظرفیت بینظیر ملت ایران برای همبستگی در دفاع از وطن. در روزهایی که رژیم متجاوز صهیونیستی -با تکیه بر حمایتهای نظامی، اطلاعاتی و رسانهای غرب- تهاجمی تمامعیار را آغاز کرد، جامعه ایران با همه تکثرهای سیاسی، مذهبی، قومی و فرهنگی، بدون توجه به مرزبندیهای کلیشهای، به شکل خودجوش و متحد، در کنار یکدیگر ایستاد. این همبستگی، نه از سر رضایت از وضعیت موجود، بلکه به دلیل درک عمیق مردم از مفهوم ایران بهعنوان خط قرمز مشترک بود؛ اتفاقی که بهحق باید آن را نقطه عطفی در بلوغ سیاسی و آگاهی ملی دانست. مردم -از مدافعان وضع موجود گرفته تا منتقدان و معترضان- همگی نشان دادند که در مواجهه با تهدید خارجی، اولویت را به وطن میدهند؛ و این دقیقا همان «سرمایه اجتماعی نهفته» است که متأسفانه در سیاستگذاریهای سالهای اخیر نادیده گرفته شده است. اکنون، مسئولیت تاریخی نظام سیاسی آن است که با درک عمق این پیام اجتماعی، مسیر آشتی ملی را نهفقط بهمثابه یک مصلحت تاکتیکی، بلکه بهعنوان ضرورتی راهبردی برای دوام و توسعه کشور در دستور کار قرار دهد. جامعهای که در روزهای جنگ اینچنین متحد ظاهر شد، سزاوار مدیریتی پاسخگو و مشارکتمحور است، اما تحقق این آشتی نیازمند الزاماتی است که بدون آن، انسجام ملی در فردای پساجنگ نیز شکننده خواهد بود.
اصلاح ساختار مدیریتی و پذیرش تکثر واقعی جامعه ایرانی