آیا پاکستان بندر پاسنی را به آمریکا میفروشد؟
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، پاکستان پیشنهاد کرده است که به ایالات متحده اجازه دهد بندر تجاری آبعمیق در پاسنی، بلوچستان را احداث و اداره کند؛ هدف از این پروژه، صادرات مواد معدنی حیاتی مانند مس و عناصر خاکی کمیاب است.
به لحاظ راهبردی و اقتصادی، آنچه اسلامآباد در حال انجام آن است چیزی جز یک خودکشی سیاسی و اقتصادی نیست. طرحی که طبق آن، بندر پاسنی در بلوچستان به آمریکا واگذار میشود تا مسیر تازهای برای استخراج و انتقال مواد معدنی حیاتی باشد.
در ظاهر، این طرح قرار است موتور توسعه بلوچستان شود؛ اما در واقع، بهانهای است برای فروختن حاکمیت ملی پاکستان در ازای چند صد میلیون دلار.
درباره بندر پاسنی
بندر پاسنی یک بندر کوچک آبعمیق در ناحیه گوادرِ استان بلوچستان است که دارای اسکله ماهیگیری، اسکله باربری و پایگاه آژانس امنیت دریایی پاکستان (PMSA) است.
این بندر در ابتدا برای فعالیتهای ماهیگیری و تجارت ساحلی طراحی شده بود، اما اکنون در طرح جدید پاکستان بهعنوان پایانهای راهبردی برای صادرات مواد معدنی مطرح شده است.
موقعیت جغرافیایی
این بندر در ساحل دریای عرب واقع شده است، حدود ۷۰ مایل شرق بندر گوادر (که تحت حمایت چین است) و حدود ۱۰۰ مایل از مرز ایران و پاکستان فاصله دارد.
نزدیکی آن به بندر چابهار ایران (تقریباً ۳۰۰ کیلومتر) که با همکاری هند اداره میشود، پاسنی را در مرکز مثلث ژئواستراتژیک دریایی جنوب آسیا قرار میدهد؛ مثلثی متشکل از چابهار (هند–ایران)، گوادر (چین–پاکستان) و پاسنی (آمریکا–پاکستان).

پیشنهاد پشت درهای بسته
طبق گزارش فایننشال تایمز، پیشنهاد واگذاری بندر پاسنی هنوز بهصورت رسمی به کاخ سفید نرفته است، اما مذاکرات پنهانی با چند تاجر آمریکایی در جریان است — همان روشی که فرمانده ارتش پاکستان، ژنرال عاصم منیر، پیشتر برای جلب توجه دونالد ترامپ بهکار گرفت.
اما اصل ماجرا چیز دیگری است: پاکستان هیچگاه نتوانسته زیرساختهای لازم مانند راهآهن، جاده و تأسیسات لجستیکی را برای بهرهبرداری از این بندر ایجاد کند. حالا و پس از سالها شکست، ناگهان تصمیم گرفته با پول آمریکا این رویا را زنده کند.
یک توافق موقت با حمایت چند سرمایهگذار خارجی در دست بررسی است، اما پشت پردهی این تصمیم، ترس اسلامآباد از خشم پکن نهفته است.
پاکستان بین واشنگتن و پکن
در شرایطی که در مرز افغانستان آتش درگیریها هر لحظه ممکن است شعلهور شود، گروه افراطی تحریک لبیک پاکستان خیابانهای شهرهای بزرگ را به آشوب کشیده و دولت در سراشیبی فروپاشی قرار دارد، نظامیان پاکستان در پی آنند تا با نزدیک شدن به آمریکا نفسی تازه کنند.
اما آیا این معامله ارزشش را دارد؟
هزینهی توسعهی بندر و تأسیسات اطراف آن ۱.۲ میلیارد دلار برآورد شده است. قرار است این رقم از محل بودجهی فدرال و حمایت مالی آمریکا تأمین شود. در ظاهر، این پول برای تسهیل صادرات مواد معدنی حیاتی است.
قرارداد میان شرکت آمریکایی US Strategic Metals (USSM) و سازمان عمرانی وابسته به ارتش، یعنی Frontier Works Organization (FWO)، تنها ۵۰۰ میلیون دلار ارزش دارد — رقمی مضحک که حتی ژنرال ضیاءالحق آن را «پولِ خُرد» مینامید. از این مبلغ هم نیمی را باید خود پاکستان بپردازد.
در کشوری که خزانهاش تهی است و تورم افسارگسیخته مردم را له کرده، چنین تعهدی چیزی شبیه گرو گذاشتن آیندهی کشور است.

پالایشگاه آمریکایی روی خاک آلوده بلوچستان
مدیر شرکت آمریکایی اعلام کرده که با مقامات بنادر کراچی و گوادر درباره پاسنی گفتوگو کرده و قصد دارد یک پالایشگاه عناصر کمیاب در پاکستان راهاندازی کند.
این در حالی است که دهها پژوهش جهانی ثابت کردهاند پالایش این مواد بسیار خطرناک و سرطانزا است و کشورهای پیشرفته حاضر نیستند چنین فعالیتی را در خاک خود انجام دهند.
اما برای پاکستان، بهویژه بلوچستان، محیطزیست مفهومی بیمعناست. در نتیجه، آمریکاییها محلی بهتر از بلوچستان پیدا نکردهاند تا زبالههای سمی صنعتیشان را تخلیه کنند.
طلا، فقر و بیمیلی سرمایهگذاران
یکی از دلایل مطرحشده برای توجه آمریکا به پاسنی، نزدیکی آن به معدن بزرگ ریکو دیک (Reko Diq) است؛ معدنی غنی از طلا و مس که شرکت Barrick Gold Corporation در آن سهام عمده دارد.
اما پروژهی ریکو دیک سالهاست در سکون کامل مانده، چون نه راه وجود دارد، نه زیرساخت. بندر گوادر نیز، که قرار بود دروازهی تجارت منطقه شود، حالا سالانه کمتر از هفت کشتی را پذیرش میکند.
حتی چین، شریک دیرینه پاکستان، دیگر تمایلی به تزریق پول به پروژههای زیانده بلوچستان ندارد. عربستان سعودی هم quietly از سرمایهگذاری در معدن Barrick کنار کشیده است.
اکنون شرکت Barrick در جستوجوی ۳.۵ میلیارد دلار سرمایه از آمریکا و کشورهای گروه G7 است. اما هیچ سرمایهگذاری عاقل حاضر نیست پولش را وسط این بیثباتی بریزد.
محاسبات نظامی خطرناک
گزارش تازهی اندیشکدهی نیروی دریایی پاکستان هشدار داده که در صورت وقوع جنگ جدید با هند، نیروی دریایی هند تمام بنادر مهم — از جمله پاسنی — را هدف قرار خواهد داد.
در چنین شرایطی، ورود آمریکا به بندر پاسنی میتواند برای اسلامآباد سپر حفاظتی غیررسمی ایجاد کند.
اما هزینهی این سپر چیست؟
واگذاری بخشی از خاک پاکستان به یک قدرت خارجی.
حتی شایعاتی وجود دارد که اسلامآباد پیش از عملیات «سندور»، جنگندههای اف-۱۶ خود را به پایگاه پاسنی منتقل کرده تا از حملات احتمالی هند در امان بمانند.
اما این بار، ورود واشنگتن تنها توازن نظامی منطقه را برهم میزند و دست هند را برای واکنش تندتر باز میگذارد.
حضور آمریکا و محدودیتهای هند
در زمان حملات تروریستی بمبئی در سال ۲۰۰۸، حضور نیروهای آمریکایی در بندر کراچی مانع از اقدام تلافیجویانه هند شد. اما حضور مشابه در پاسنی چنین تأثیری نخواهد داشت؛ زیرا این بندر از مناطق عملیاتی هند بسیار دور است.
از سوی دیگر، واشنگتن هرگز حاضر نیست پایگاه نظامی رسمی در پاسنی ایجاد کند — چون نمیخواهد تجهیزاتش در برابر چشمان چینیها قرار گیرد. حدود ۸۰ درصد تسلیحات ارتش پاکستان ساخت چین است، و آمریکاییها این را بهخوبی میدانند.
بنابراین، اگر حضوری باشد، صرفاً در حد چند مأمور اطلاعاتی و مستشار نظامی پنهان.

معاملهای که عدد و رقمش نمیخواند
حتی اگر همهی این خطرات نادیده گرفته شوند، سؤال سادهای باقی میماند:
این پروژه برای آمریکا چه سودی دارد؟
دولت ترامپ با سیاست «همهچیز در برابر پول» اداره میشود. آمریکا همین حالا حدود ۱۰ پایگاه در غرب آسیا دارد — امنتر، کارآمدتر و نزدیکتر به منابع انرژی. پس چرا باید خود را در دردسر بلوچستان بیندازد؟
در منطقهای که شورش بلوچها دوباره شعلهور شده و قطار «جعفر اکسپرس» اخیراً هدف حمله قرار گرفته، هر خط آهن تازهای هدف زندهی بمبگذاران خواهد بود.
حتی اگر آمریکاییها آسیب نبینند، پاکستانیها حتماً خواهند دید.
فروش منابع ملی در سکوت
نخستین محموله صادراتی مواد معدنی پاکستان در هالهای از ابهام انجام شد. این پنهانکاری خشم سیاستمداران را برانگیخت؛ آنها معتقدند ارتش در حال فروش مخفیانه منابع ملی کشور به بیگانگان است.
در عین حال، منطقه مکران که بندر پاسنی در آن قرار دارد، برق خود را از ایران تأمین میکند. تناقضی مضحک که عمق بیبرنامگی این پروژه را آشکار میسازد.
پیامدهای راهبردی و اقتصادی:
این پروژه میتواند به آمریکا پایگاهی در نزدیکی گوادر چین و چابهار ایران بدهد و نقشه امنیتی منطقه را دگرگون کند.
برای هند، این طرح نگرانیهای راهبردی ایجاد کرده است، زیرا موقعیت بندر پاسنی در نزدیکی چابهار میتواند بر نظارت دریایی، مسیرهای لجستیکی و تبادلات اطلاعاتی در سواحل غربی هند تأثیر بگذارد.
معاملهای زیانبار برای همه
در مجموع، توسعه بندر پاسنی نه از نظر اقتصادی، نه از نظر ژئوپلیتیک، هیچ منطقی ندارد. برای رئیسجمهور معاملهگری مانند ترامپ، این ارقام اساساً «معاملهای بازنده» هستند.
و با افزایش تنشها در مرز افغانستان و سرایت درگیریها به بلوچستان، این طرح نهتنها کمکی به پاکستان نخواهد کرد، بلکه بهزودی به نماد دیگری از وابستگی، شکست و فروپاشی اقتصادی اسلامآباد تبدیل خواهد شد.











