ماجرای یک پودر مرموز
دستهایشان بهطور مداوم عرق میکند؛ کف دستها خیس است و برقراری ارتباط را برایشان سخت کرده. حالا که فصل گرماست، شدت تعریق آنها هم بالا رفته. جلوی تعریق در هر قسمت از بدنشان را بگیرند، جای دیگر شروع به خیسشدن میکند. آنها برای سادهترین کارها با مشکل مواجه میشوند. در محل کار، مدرسه یا مکانهایی که مراجعه میکنند، همواره به آنها تذکر میدهند. بیماری آنها را منزوی کرده است.
محمدحسین موسوی: دستهایشان بهطور مداوم عرق میکند؛ کف دستها خیس است و برقراری ارتباط را برایشان سخت کرده. حالا که فصل گرماست، شدت تعریق آنها هم بالا رفته. جلوی تعریق در هر قسمت از بدنشان را بگیرند، جای دیگر شروع به خیسشدن میکند. آنها برای سادهترین کارها با مشکل مواجه میشوند. در محل کار، مدرسه یا مکانهایی که مراجعه میکنند، همواره به آنها تذکر میدهند. بیماری آنها را منزوی کرده است. خیلیها اصلا به ازدواج هم فکر نمیکنند و نگران طردشدگیشان هستند. آنها به بیماری هایپرهیدروزیس مبتلا هستند که منجر به تعریقهای مداوم در بدنشان میشود و در ایران درمان مشخصی ندارد. یکی از روشهای درمانی استفاده از دستگاه ضد تعریق است که نیاز به پودر ویژهای دارد. حالا داستان تهیه همان پودر است که بهصورت مخفیانه و خارج از داروخانه فروخته میشود و به دلیل آلودگیهایی که دارد، خطر ابتلا به سرطان را بالا میبرد.
مهدیس از کودکی به این بیماری مبتلاست. او میگوید: «وقتی دفتر املا یا کتاب درسی زیر دستم خیس میشد، معلم با حالت بدی با من رفتار میکرد». اما این برخوردها فقط به کودکی او ختم نشد: «بهتازگی وقتی برای ثبت اثر انگشت به ثبت احوال رفتم، مسئول آنجا سرم داد کشید و گفت دستان خیست کل دستگاههای ما را کثیف کرد». از نظر مهدیس این برخوردها باعث انزوای او شدهاند، به شکلی که او حتی به ازدواج فکر نمیکند: «تا به این بیماری مبتلا نباشید، درک نمیکنید چقدر بیماری سختی است. خیلی از بیماران به مرگ خود راضیاند». این روایت، تجربه یکی از صدها نفری است که به بیماری هایپرهیدروزیس مبتلا هستند؛ بیماری نادری که نادر شناخته نمیشود و مبتلایان به آن، جز رنج بیماری، با حمایتنشدن از سوی نهادهای مسئول و مشکلات جدی در مسیر درمان مواجهاند.