عدهای نمیخواهند دانشجو سیاسی سخن بگوید/ ضعفها واقعی است، اما جریان دانشجویی مرده نیست + فیلم

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، این روزها حضور تشکلها و جنبشهای دانشجویی به نسبت سالهای گذشته و دهههای قبل در میدان سیاسی و دیگر محورهای جامعه کمرنگتر شده است. این کمصدایی برای عدهای به معنای مرگ و خاموشی جنبش دانشجویی است. گروهی دیگر، اما علت این کمصدایی را عدم بهروزرسانی فرم کنشها با توجه به تغییرات سالهای اخیر میدانند؛ نه مرگ تشکلها و بنبست محتوایی.
از این جهت گفتوگویی با محمدرضا مریمی، دبیر سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی ترتیب دادیم تا نقد و بررسی بر عملکرد و وضعیت تشکلهای دانشجویی داشته باشیم.
جریان آرمانخواه و نقش دانشجویان
مریمی در ابتدا به بحث جریان آرمانخواهی اشاره کرد و توضیح داد که همواره یک جریان آرمانخواه در جمهوری اسلامی وجود داشته که در مقابل کسانی که سعی در آرمانزدایی از آن دارند ایستادگی کرده است. او این جریان را به سه لایه تقسیم کرد:
• ایدئولوگها
• لایه اجتماعی
• لایه متخصصان و سیاستگذاران
وی تأکید کرد جریان دانشجویی عمدتاً در لایه دوم قرار دارد و مسئول اجتماعیکردن گفتمانهای ایدئولوژیک و انتقال آنها به سیاستگذاریهای اجرایی است.
وظیفه اصلی جریان دانشجویی؛ بسط دادن و اجتماعیکردن ایدئولوژی انقلاب اسلامی
مریمی گفت: دانشجویان باید در لایه دوم نقش خود را ایفا کنند و گفتمانهای انقلاب اسلامی را بسط دهند. این جریان نه تنها باید به دنبال پرورش خود باشد، بلکه باید به طور فعال در انتقال ایدهها و گفتمانها به جامعه نقشآفرینی کند. مهمترین وظیفه جریان دانشجویی اجتماعی کردن گفتمانهای اصلی است که از سوی ایدئولوگها مانند امام و مقام معظم رهبری مطرح میشود.
نقش میانه دانشجویی در ارتباط با مردم و رهبر
مریمی بر اهمیت وظیفه «حلقه میانی» جریان دانشجویی بین مردم و رهبر تأکید کرد. به گفته او، دانشجویان باید نقش واسط میان مردم و رهبری را ایفا کنند و مفاهیم و گفتمانهای پیچیده را به زبان سادهتر برای مردم توضیح دهند. این جریان باید توانایی راهبری مردم را نیز در دست بگیرد تا جامعه بتواند از گفتمانهای انقلاب اسلامی بهرهمند شود.
وی افزود: اگر جایگاه جریان دانشجویی در این سه لایه درست شناسایی نشود، دچار اشتباهات استراتژیک خواهد شد و نمیتواند در چالشهای موجود نقشآفرینی مؤثری داشته باشد.
تشکل دانشجویی = میز تمرینی
مریمی گفت: بعضی از افراد قبلاً تشکلهای دانشجویی را به عنوان یک میز تمرینی برای دستیابی به پستهای آینده میدیدند، اما خوشبختانه امروز خود دانشجویان نسبت به این مسئله آگاه شدهاند که نباید اینطور باشد.
او ادامه داد که برخی افراد تصور میکردند که حضور در تشکلهای دانشجویی صرفاً بهعنوان یک فرصت برای تمرین سیاستورزی و کسب تجربه برای تصدی پستهای بعدی و حضور تشکل دانشجویی تنها فضای آزمون و خطای سیاسی برای کسب تجربه است.
مسئولیت تشکل دانشجویی برگزاری دوره نیست!
مریمی به مشکلی که برخی تشکلهای دانشجویی با آن مواجهاند اشاره کرد و گفت: در برخی شهرستانها و دانشگاهها تمرکز بیش از حد روی برگزاری دورهها و اردوها وجود دارد و این مسئله باعث انحراف از رسالت اصلی تشکلهای دانشجویی شده است.
آفت تمرکز بر دورهها و اردوها در تشکلهای دانشجویی
مریمی اظهار داشت: من منکر مفید بودن برگزاری دورهها و اردوها نیستم، اما مشکل اینجاست که تمام تمرکز تشکلها روی این فعالیتهاست. این روند نوعی فرار از مسئولیت است؛ جایی که افراد به جای تمرکز بر مسائل سیاسی و اجتماعی مهم، به سراغ فعالیتهای کمهزینهتر میروند.
وی افزود: در دهه ۸۰ شاید این مدل قابل قبول بود، اما امروز دیگر نمیتوان به این شیوه به رشد و توسعه تشکلهای دانشجویی امید داشت.
تشکلها باید به جایگاه واقعی خود برگردند
مریمی با اشاره به خطرات رویکرد اندیشکدهمحور در برخی تشکلها گفت: این رویکرد باعث سیاستزدایی از دانشگاهها و کاهش تأثیرگذاری جریان دانشجویی شده است. او توضیح داد: برخی تشکلها به جای گفتمانسازی، به دنبال تریبونسازی برای اندیشکدهها هستند که این امر جایگاه اصلی آنها را تضعیف میکند.
وی افزود: کوتاهقامت شدن اندیشکدهها باعث شد نتوانند حرف خود را اجتماعی کنند و از تشکلهای دانشجویی به عنوان ابزار استفاده کنند. این رابطه دوسویه است و منکر کار اندیشکده نیستم، اما این نگاه باعث تضعیف جنبش دانشجویی شد.
تبیین گفتمان انقلاب بهجای مسئلهمحوری
مریمی گفت: من یک دسته چهارم و یک نگاه چهارمی دارم که آن را نگاه مطلوب به تشکل میدانم؛ نگاهی که تشکل دانشجویی را در جایگاه واقعی خود یعنی اجتماعیساز حرف اصلی میبیند. در این مدل، تشکل ناظر به گفتمان انقلاب اسلامی به یک محور میرسد؛ مثلاً عدالت اجتماعی محور اصلی میشود و ذیل آن موضوعاتی مانند مزد کارگری یا مسائل سیاستگذارانه به عنوان زیرمسئلهها تعریف میشوند.
وی افزود: این همان کاری است که جریان دانشجویی در دهه ۵۰ و ۶۰ انجام میداد و در آن دوران به اوج تأثیرگذاری رسید.
مرگ تشکلهای دانشجویی؛ آیا جنبشهای دانشجویی به بنبست و انفعال رسیدهاند؟
مریمی گفت: بخشی از این نگاه از سوی ادوار سرخورده دهه ۹۰ مطرح میشود، بخشی هم از سوی کسانی است که جریان دانشجویی امروز را با دهه ۸۰ مقایسه میکنند؛ در حالیکه شرایط قابل مقایسه نیست. گروهی نیز با سوءاستفاده از برخی رویکردهای غلط، به دنبال تضعیف این جریان هستند.
ضعفها واقعی است، اما جریان مرده نیست
مریمی گفت: من منکر ضعفها نیستم. ما بعد از ۱۴۰۱ عملاً کف دانشگاه را باختیم و تعداد نیروهای تشکیلاتی انقلابی کمتر از نسبتی است که باید باشد. اما اینکه جریان را منفعل و بیاثر بدانیم، درست نیست.
وی افزود: این گزارهها محصول همان نگاه غلط به جریان دانشجویی است. مثلاً در برخی شهرستانها تشکلها بر محورهای اصلی انقلاب ایستادهاند، اما نتوانستهاند از آن مبنا به مسئله برسند. این ضعف است، اما به معنای بیاثری نیست.
ضعف در فرمرسانهای کنشها
مریمی گفت: ما امروز شاید از ابزارهای رسانهای به مراتب قویتری استفاده کنیم، اما، چون فرم بلد نیستیم، نمیتوانیم کنش خود را به درستی رسانهای کنیم و ممکن است صدایمان شنیده نشود. او افزود: جریان دانشجویی نتوانسته خود را با فرم جدید تطبیق دهد و همچنان به مدلهای قدیمی مانند جزوات دهه ۶۰ یا تجمعات دهه ۸۰ تکیه دارد.
مریمی تأکید کرد: جریان دانشجویی باید پیشرونده باشد و با شرایط جدید حرکت کند. حضرت آقا هم امسال تذکر دادند که باید سراغ تولید محتوای اثرگذار برود.
عدهای نمیخواهند دانشجو سیاسی سخن بگوید
مریمی گفت: یک لایه وجود دارد که دوست ندارد جریان دانشجویی آزاد و مستقل باشد و حرف تند و تیز بزند. وظیفه لایه نظارتی است که در چنین مواقعی نقش ایفا کند. اما به واسطه ضعف این لایه، لایه قدرت فائق آمده و در بسیاری از شهرستانها مانع گسترش جریان دانشجویی میشود.
برداشت غلط از فعالیت سیاسی تشکلها
وی ادامه داد: امروز برخی از نسل جدید دانشجویان میگویند تشکل دانشجویی صرفاً سیاسی است و به مسائل دیگر اهمیتی نمیدهد. این نگاه غلطی است. توقع از تشکل مطلوب، رشد همهجانبه اعضاست.
مریمی تأکید کرد: دانشجو نباید تکبعدی باشد. او باید در تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و علمی خود را تقویت کند تا بتواند نمایندگی بدنه دانشجویی را بر عهده بگیرد.
دوگانه مقاومت یا زندگی
مریمی گفت: به نظر میرسد دوگانههای قبلی تغییر کرده باشد، اما همچنان دوگانه مقاومت یا زندگی در جامعه وجود دارد. این دوگانه بهویژه بعد از جنگ ۱۲ روزه پررنگ شد و امسال جریان دانشجویی با آن مواجه خواهد شد. عدهای مقاومت را صرفاً در حد یک کنش نظامی کوچک کردهاند، در حالیکه مقاومت یک جریان اجتماعی با ریشه تاریخی و هویتی است.
وی افزود: حلقه میانی باید این مفهوم را جا بیندازد و جریان دانشجویی باید نسبت به این مؤلفهها صحبت کند. ما انقلابی داشتیم که برآیند خودآگاهی در دهه ۵۰ بود. این خودآگاهی طی پنج دهه کاهش یافته، زیرا حلقه میانی نقش خود را درست ایفا نکرد.
ضرورت آمادگی جریان دانشجویی
مریمی تأکید کرد: امروز اگر جریان دانشجویی بخواهد خود را بازیابی کند، باید بداند این دوگانه یکی از محورهای اصلی مواجهه آینده خواهد بود. اگر جریان دانشجویی انقلابی خود را برای این فضا آماده نکند، طبیعتاً در آینده بازنده خواهد بود.











