Loading...
مذاکره پس از جنگ دوم؟

البته که ما مخالف مذاکره نبوده و نیستیم و همواره بر آن پای فشرده‌ایم. اما آنگاه که دشمن خود را پیروز میدان می‌داند و از استغنای لجستیکی و دیپلماتیک برخوردار است، اصرار بر مذاکره و واسطه‌تراشی‌های گوناگون نتیجه معکوس دارد.

1- البته که ما مخالف مذاکره نبوده و نیستیم و همواره بر آن پای فشرده‌ایم. اما آنگاه که دشمن خود را پیروز میدان می‌داند و از استغنای لجستیکی و دیپلماتیک برخوردار است، اصرار بر مذاکره و واسطه‌تراشی‌های گوناگون نتیجه معکوس دارد. تلاش برای به‌میان‌آوردن «مساعی جمیله» چین و روسیه به گوش رئیسان قبایل تبهکار هم می‌رسد و به خویش غرّه می‌شوند؛ حکایت، حکایت دل سخت است و پیمان بر سبویی سُست.

وقتی شعارها با عمل و با قدرت بازدارندگی متوازن نبوده باشد، طبیعی است که ارسال پیاپی «پالس» مذاکره بیهوده است. این دیگر درخواست مذاکره نیست بلکه جامه سیاست خود را به شوخ آلودن و در خاک حقارت، خاکسار گشتن است. طرف هم که به خیال واهی خود از نقطه ضعف آگاه‌تر می‌شود، مذاکره را نخواهد پذیرفت، بلکه به طمع راه‌اندازی جنگ دوم می‌افتد و این‌بار رئوس نهادهای سیاسی را می‌زند یا می‌رباید تا پس از آن باقی‌ماندگان را به پای میز مذاکره بنشاند. یعنی این‌بار تشویق می‌شود که مذاکره را به پس از جنگ (شاید) کوتاه دوم به تعویق بیندازد. این که تل‌آویو و حیفا با موشک‌های ایرانی آسیب‌های جدی دیده‌اند، دست‌کم نگیرید. ضربه حیثیتی و تاریخی آن برای اسرائیل بسیار مهم‌تر از اثر تخریب فیزیکی آن است. اسرائیل باید این اثر تاریخی و حیثیتی را آن‌گونه از ذهن جهانیان بزداید که دیگر کسی را جرئت تکرار نباشد. از این رو، از منظر اسرائیل باید تغییر رژیم و بلکه تجزیه ایران در دستور کار قرار بگیرد.

اخبار مرتبط