یادداشتهای علم، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۵۲: پسر [یکی از وابستگان] رفته پیش کارخانجات قند ایران و بابت کسر دو قران مالیات، سی ملیون تومان طلب کرده؛ شاه گفت «به این پسره ابلاغ کن، از ایران بیرونت میکنم»
یادداشتهای اسدالله علم: به من فرمودند: وقتی من دستور دادم که چغندر قند را از زارعین به قیمت گرانتر بخرند، در عین حال دستور دادم دو قران از مالیات بر کارخانههای قند از هر کیلو شکر کم شود و این دستور من هم اجرا شده است. قیمت چغندر از امسال بالا رفت و دو قران مالیات را هم از سال دیگر کسر خواهند کرد و نخواهند گرفت. شنیده ام... پسر [یکی از وابستگان] رفته پیش کارخانه چیها و گفته است تمام کارخانجات قند ایران باید از بابت دو قران، سی ملیون تومان به من بدهند تا من ترتیبی بدهم که زودتر این امر اجرا شود. فوری ابلاغ کن اگر چنین پولی داده شود در آن کارخانه را که پول داده، خواهم بست و بعد هم به این پسره ابلاغ کن، از ایران بیرونت میکنم. حرص و ولع هم حدی دارد! ب








