انتظار شیرین برای آمدن سهشنبهها
محمدعلی از من یک شماره تلفن خواست. چون تلفن نداشتیم، شماره تلفن خانه دوستم، را دادم. از آن به بعد، همه روزهای هفته منتظر سهشنبه بودم. سهشنبهها میرفتم دوستم، مینشستم تا محمدعلی از جبهه زنگ بزند، چه انتظار شیرینی بود.











