روایتی دردناک از وضعیت کهریزک و بهشت زهرا
الناز محمدی- سارا سبزی: آنکه عکس صورت بیجان عزیزش را دیده، به رسم معمول اشک میریزد و فریاد میزند و چنگ میاندازد به صورتش و آنکه هنوز عکس عزیز گمشدهاش را که چندروزی است پیدایش نیست، روی آن مانتیورهای بزرگ سالن پزشکی قانونی کهریزک ندیده و دست خالی برگشته است، در چشمهایش فقط بهت و انتظار دارد؛ چیزی میان امید و ناامیدی. این فرق مادران، پدران، برادران، خواهران، دختران و پسرانی است که برای پیدا کردن گمشدهشان به پزشکی قانونی کهریزک آمدهاند. در صبح سرد 23 دیماه؛ یک روز ابری که هوای تهران خلاف معمولش، تمیز است اما آسمانش ساکت و غمگین؛ بسیار بسیار غمگین.











