Loading...
از نخاله تا نماد

نخاله‌ها رفتند، اما غبار ابتذال هنوز بر چهره‌ شهر نشسته است. تئاتر شهر، چونان ققنوسی خسته، از زیر آوار بی‌معنایی سر برآورده، بی‌آنکه مجال پرواز داشته باشد. آنچه به نام «یادمان جنگ» در برابرش قد علم کرده بود، نه یادآور رشادت، که مرثیه‌ای بود بر مرگ معنا. در روزگاری که شهرها به نمادهای هویت فرهنگی، تاریخی و زیبایی‌شناختی ملت‌‌ها تبدیل شده‌اند، تهران هر روز بیش از پیش به بوم‌نوشته‌‌ای شلخته و بی‌فکر شباهت پیدا می‌کند.

علیرضا جباری‌زادگان، پژوهشگر و مدرس معماری : نخاله‌ها رفتند، اما غبار ابتذال هنوز بر چهره‌ شهر نشسته است. تئاتر شهر، چونان ققنوسی خسته، از زیر آوار بی‌معنایی سر برآورده، بی‌آنکه مجال پرواز داشته باشد. آنچه به نام «یادمان جنگ» در برابرش قد علم کرده بود، نه یادآور رشادت، که مرثیه‌ای بود بر مرگ معنا. در روزگاری که شهرها به نمادهای هویت فرهنگی، تاریخی و زیبایی‌شناختی ملت‌‌ها تبدیل شده‌اند، تهران هر روز بیش از پیش به بوم‌نوشته‌‌ای شلخته و بی‌فکر شباهت پیدا می‌کند. یادمانی که شهرداری تهران مقابل تئاتر شهر برپا کرد، تصویری گویا از وضعیت اسفناک درک هنری و فرهنگی در مدیریت شهری است؛ توده‌ای از نخاله‌های ساختمانی، بی‌هیچ نشانه‌ای از فرم، معنا یا حتی احترام، در یکی از نمادین‌ترین نقاط فرهنگی پایتخت تلنبار و به نام یادبود عرضه شد. گویی یادآوری رنج، درد، جنگ و مقاومت، نیازمند بی‌فرمی و زشتی بصری است.

سقوط معنا در شهر

اخبار مرتبط