نقد و بررسی انیمیشن Zootopia 2 (زوتوپیا 2)
در Zootopia 2 همهٔ پلیسها «حیوان» هستند؛ البته در این پادشاهی جانوری، تقریباً همهٔ شخصیتها همینطورند. نه سال بعد از Zootopia اصلی، کمدی بصری و کلامی فیلم همچنان سرزنده و چابک است و شخصیتها و فضاها بار دیگر با هوشمندی و رنگولعاب طراحی شدهاند. با این حال، متأسفانه یکی از عادتهای قدیمی فرنچایز هم بازگشته است: استفاده از کلکها و تنشهای بینگونهای بهعنوان استعارهای برای نژادپرستی؛ تمهیدی که یک مسئلهٔ بهمراتب پیچیدهتر را بیش از حد سادهسازی میکند.
در این قسمت، مطرودان جامعه خزندگاناند؛ گونهای که حدود صد سال پیش از زوتوپیا رانده شدند—تقریباً همزمان با دورانی که جدّ خاندان قدرتمند «لینکسلی» دیوارهای کنترل آبوهوا را ساخت؛ دیوارهایی که امکان همزیستی پنگوئنها و کایوتها را بهعنوان همسایه فراهم کرد. حالا که زوتوپیا در آستانهٔ جشن صدسالگی است، پلیس خرگوش «جودی هاپس» (با صدای جنیفر گودوین) و شریک روباهش «نیک وایلد» (جیسن بیتمن) متوجه میشوند که «ماری در شهر» است—مشخصاً «گری دا اسنیک» (کی هوی کوان)—که قصد دارد دفترچهٔ خاطرات خاندان لینکسلی را بدزدد؛ دفتری که نقشههای اولیهٔ دیوارها در آن ثبت شده، آن هم به دلایلی که در ابتدا روشن نیست.
بار دیگر، جودی و نیک خود را در حال کندوکاو در معمایی عمیق در قلب خودِ زوتوپیا مییابند؛ در حالی که از دست رئیسشان، « چیف بوگو»ی بوفالویی (ادریس البا) سرپیچی میکنند و با کمک یک پادکستر توطئهباور—سگآبیای به نام «نیبلز میپلاستیک» (فورچن فایمستر)—پشت سر هم از دردسر به دردسر دیگر میافتند.
قهرمانان بازگشتهٔ ما بخش زیادی از فیلم Zootopia 2 را در حال فرار از دست پلیسها، خلافکارها یا هر دو میگذرانند؛ فرصتی عالی برای کارگردانان، جرد بوش و بایرون هاوارد، تا چند سکانس اکشن تماشایی خلق کنند: از تعقیبوگریزی که یک رژه را تا مرز نابودی میبرد تا یک اقامتگاه کوهستانی در حال فروپاشی. در عین حال، فیلمنامه به رابطهٔ بین جودیِ بیشازحد تلاشگر و نیکِ کلاهبردارِ سابق هم میپردازد—دینامیکی که روی کاغذ نباید جواب بدهد، اما به شکلی عجیب جواب میدهد. وقتی این دو در طول فیلم در رواننژندیهای خود و یکدیگر کنکاش میکنند—که اوجش به یک مونولوگ نفسگیر و بهشدت خندهدار پر از اصطلاحات روانشناسی میرسد—و مرزهای دوستیشان را میآزمایند، زوتوپیا ۲ به شخصیتهایش اجازه میدهد در دل آشوب رشد کنند.
آیا قرار است رابطهٔ جودی و نیک صرفاً دوستانه بماند یا فیلم Zootopia 2 در حال زمینهچینی برای یک عاشقانه است؟ پاسخ مشخص نیست، بهویژه چون فیلم موضع روشنی دربارهٔ روابط بینگونهای نمیگیرد. (مثلاً آن دو، گری را وقتی پیدا میکنند که مخفیانه وارد یک اسکله شدهاند و تظاهر میکنند نهتنها زن و شوهرند، بلکه پدر و مادر یک نوزاد هم هستند.) هر مسیری که داستان در نهایت انتخاب کند، دوستی جودی و نیک به یکی از پیچیدهترین و رضایتبخشترین تعاملات شخصیتی در انیمیشن معاصر دیزنی تبدیل شده است.
بازیگران مکمل صداپیشه، با حضورهای کوتاه اما مؤثر در Zootopia 2 ، بهخوبی از فرصتشان استفاده میکنند: از دلال قدرتِ حیلهگر با صدای دیوید استراثرن (که انگار با موفقیت برای نقش خودش در Succession تست میدهد!) و اندی سمبرگ در نقش پسر دستوپاچلفتی او گرفته تا کوئینتا برانسون در نقش درمانگر زوجهای پلیس زوتوپیا. (پاتریک واربرتن هم طبق معمول، «تمامعیار پاتریک واربرتن» است در نقش ستارهٔ اکشنِ اسبیِ خودشیفتهای که حالا شهردار شده.) اگرچه تلاشهای بیشازحد صمیمانهٔ کی هوی کوان زود اشباع میشود، فایمستر ثابت میکند که در نقش یار کمکی (سایدکیک) مهارت ویژهای دارد.
Zootopia 2 موفق میشود هم بزرگسالان را سرگرم کند—از جمله با یک ارجاع درخشان به استنلی کوبریک—و هم بچهها را به خنده بیندازد، آن هم بدون اینکه (به شکلی معجزهآسا) به شوخیهای سطح پایین متوسل شود. و هرچند این فیلم هم مثل بسیاری از آثار اخیر یادآوری میکند که «ثروتمندانِ بیشازحد همهچیز را به فنا میدهند»، این پیامی است که هرچقدر هم تکرار شود، باز کم است؛ چه ایرادی دارد اگر این پشمِ نرم، دندان نیش هم پنهان کرده باشد؟
نوشته نقد و بررسی انیمیشن Zootopia 2 (زوتوپیا 2) اولین بار در مووی مگ . پدیدار شد.









