روایت یک عهد در محمدشهر؛ از مسجد سوخته تا دلهای روشن
در مسجدی که هنوز بوی دود و خاکستر فتنه در هوایش مانده بود، مردم محمدشهر با قرآن بر سر و ایمان در دل گرد هم آمدند تا از دل آتش، عهدی تازه ببندند؛ عهدی با کتابی که نه میسوزد و نه از زندگی این ملت کنار میرود.











