نقد و بررسی فیلم مارتی معظم (Marty Supreme)
مارت، قهرمانِ جوان و باانگیزهی فیلم “مارتی معظم ” (Marty Supreme)، برای رسیدن به رویای خود یعنی تبدیل شدن به قهرمان تنیس روی میز، از هیچ اقدامی دریغ نمیکند؛ اما جاش سفدی، کارگردان فیلم، با جسارتی مثالزدنی از مخاطب میپرسد که آیا ما واقعاً میخواهیم پایان خوشِ او را ببینیم؟ این مطالعهی شخصیتیِ به شدت سرگرمکننده، کوبنده و بهطور تکاندهندهای غیراخلاقی، با اجرای تیموتی شالامی در نقش یک خودپرستِ نفرتانگیز که با خوشحالی اطرافیانش را بازیچه قرار میدهد، جان میگیرد. درست مانند فیلمهای قبلی سفدی، یعنی “اوقات خوش” (Good Time) و “جواهرات تراشنخورده” (Uncut Gems) (که هر دو را مشترکاً با برادر کوچکترش بنی کارگردانی کرده بود)، “مارتی معظم” نیز هیچ تلاشی برای توجیه یا عذرخواهی بابت ضدقهرمانِ خودمحورش نمیکند و نتیجه، تصویری است که به اندازهی ورزشکارِ همنام با عنوانِ فیلم، متکبر و قلدرمآب است.
“مارتی معظم” که ترکیبی از درام ورزشی، تریلر و یک فیلم تاریخیِ رنگارنگ است، خوراکِ مخاطبانِ سینمای هنری و خاصپسند خواهد بود؛ همانهایی که شیفتهی آثار قبلی سفدی بودند؛ آثاری که به شکلی مشابه بینندگان را به سفرهایی غیرقابل پیشبینی میبردند.
در اوایل دهه ۱۹۵۰، مارتی (شالامی)، یک جوان ۲۳ سالهی نیویورکی از یک خانوادهی یهودیِ طبقهی کارگر است که متقاعد شده یکی از بهترین بازیکنان تنیس روی میز در جهان است. او هدفش را قهرمانی در مسابقات “بریتیش اوپن” در لندن قرار میدهد؛ هدفی که نیازمند نادیده گرفتن مشکلاتش در خانه است، از جمله باردار شدنِ ناخواستهی دوستدختر متأهلش (اودسا آزیون). اما مسابقات آنطور که انتظار میرود پیش نمیرود و مارتی پس از بازگشت به آمریکا در یک سراشیبی سقوط قرار میگیرد، در حالی که ناامیدانه سعی دارد پول کافی برای سفر به مسابقه بزرگ بعدی در توکیو را دستواپا کند.
این اولین فیلم بلندِ انفرادی سفدی از زمان ساخت “لذت غارت شدن” (The Pleasure Of Being Robbed) در سال ۲۰۰۸ است — اولین اثر انفرادی برادرش بنی با نام “ماشین خردکننده” (The Smashing Machine) در ونیز اکران شد — و او این بار با بودجهای بهمراتب بزرگتر و در مقیاسی وسیعتر (Grander canvas) کار میکند. جک فیسک، طراح صحنه، و داریوش خنجی، فیلمبردارِ “جواهرات تراشنخورده” (Uncut Gems)، به فیلم دامنهای حماسی بخشیدهاند که بر جزئیات دقیق تاریخی تأکید دارد. چنین بودجه بزرگی شاید برای داستانی دربارهی یک بازیکن پینگپنگ عجیب به نظر برسد، اما همین عدم تناسب ، کاملاً در خدمت تضادِ زنده و پویایِ لحنها و سبکها در “مارتی معظم” قرار میگیرد. سفدی با حالتی تحریکآمیز، گهگاه آهنگهای معروف دههی ۱۹۸۰ را در موسیقی متن میگنجاند، با اینکه داستان فیلم دههها قبلتر اتفاق میافتد.
اشتعالزاترین عنصرِ “مارتی معظم”، خودِ شالامی است که از خودخواهیِ کلهشقوارِ مارتی لذت میبرد. در حالی که تصویرسازیِ این بازیگرِ نامزد اسکار از باب دیلن در فیلم “یک ناشناس کامل” (A Complete Unknown) ترکیبی برابر از جذابیت و تکبر بود، او در اینجا مارتی را به عنوان یک عوضیِ متوقع و سنگدل به تصویر میکشد که موفق میشود با نیروی خالصِ جاهطلبیاش، آدمها را کنار بزند و پیش برود. چه در حال اغوای یک ستارهی سینمای سالخورده (گوئینت پالترو) باشد و چه در حال چربزبانی با شوهر ثروتمند و بیخبرِ او (کوین اولری)، مارتی تواناییِ عجیبی در جذب افراد دارد، آن هم علیرغم شخصیتِ زنندهاش.
این اعتباری برای بازی شالامی است که جذابیت جنسی و خونسردیِ تزلزلناپذیرش را چنان متقاعدکننده به کار میگیرد که ما هرگز در موردِ نیروی جاذبهی تهوعآور مارتی تردید نمیکنیم. اطرافیانِ او به سادگی به درون دنیای او کشیده میشوند و مسحورِ امتناع او از پذیرشِ «نه» به عنوان جواب میشوند — بگذریم از استعداد او در شناخت آدمها و دانستن اینکه دقیقاً چه بگوید تا به خواستهاش برسد.
تلاش مارتی برای به دست آوردن بودجهی لازم برای تورنمنت توکیو، او را وادار به بررسی گزینههای بیشماری میکند و احتمالاً پلهای پشت سرش را خراب خواهد کرد و او را با چندین فردِ مشکوک و خلافکار مرتبط میسازد. سفدی کار فوقالعادهای در پر کردن فیلم با چهرههای خاص برای نقشهای کوچکِ کلیدی انجام داده است، از جمله فیلمساز مشهور، ابل فرارا، در نقش یک اوباش خطرناک. اما بهترین بازیِ مکمل متعلق به آزیون است؛ کسی که شخصیت دوست دخترش را به اندازهی عاشقِ گاهوبیگاهش (مارتی) زیرک نشان میدهد. آزیون برخی از تیزترین لحظات طنزِ “مارتی معظم” را رقم میزند، چرا که شخصیت او نزدیکترین چیز به یک «قطبنمای اخلاقی» در این فیلم است.
مسابقات تنیس روی میز، هیجانانگیز و الکتریکی هستند، اما عمداً فاقد آن حسِ معمولِ طرفداری و هواداری در اکثر فیلمهای ورزشیاند. سفدی هرگز شخصیتهای اصلیِ غیراخلاقیاش را قضاوت نکرده است و صرفاً آنها را در حالی که یک کارِ بد را پس از دیگری انجام میدهند دنبال میکند؛ بنابراین سکانسهای پینگپنگ از نوعی دوگانگیِ احساسیِ جذاب برخوردارند.
مارتی که بسیار با اعتمادبهنفس و در عین حال نسبت به اطرافیانش بسیار هیولاوار است، همچون نسخهای کابوسوار از «رویای آمریکایی» به نظر میرسد؛ ظنی که با قرار گرفتن فیلم در دههی ۱۹۵۰، زمانی که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم در حال اوجگیری بود، تقویت میشود. پیگیریِ بیملاحظهی این شخصیت برای آنچه فکر میکند حقِ مسلم اوست، نشاندهندهی بدترین نوعِ «استثناگرایی آمریکایی» (American exceptionalism) است و در عین حال مفهومِ سینماییِ آشنای «بازندهی دوستداشتنی» در ورزش را به انحراف میکشاند. و با این حال، ما نمیتوانیم چشم از شالامی برداریم؛ کسی که دوست داشتنِ مارتی را غیرممکن، اما دنبال کردنِ او در این سفرِ پرپیچواخم را به طرز عجیبی آسان میکند.
نوشته نقد و بررسی فیلم مارتی معظم (Marty Supreme) اولین بار در مووی مگ . پدیدار شد.











