نجات در دقیقه نود؛ بازگشت بانک رفاه و امید تازه بازنشستگان تامین اجتماعی
بازگشت بانک رفاه کارگران به سازمان تأمین اجتماعی را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی حقوقی یا اداری دانست؛ این اتفاق برای میلیونها کارگر و بازنشسته، معنایی فراتر دارد. بانکی که با اندوختههای نسلهای کار شکل گرفته، بخشی از هویت و پشتوانه امنیت اجتماعی آنان است. طبیعی است که بازگشت آن، حس اطمینان و آرامش بیشتری در میان ذینفعان ایجاد کند.
به گزارش عصر خبر، آیین تقدیر از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ قدردانی از تلاشی که نتیجه آن تقویت بنیه مالی سازمانی است که معیشت و درمان بخش بزرگی از جامعه به آن گره خورده است.
وقتی یک دارایی بیننسلی به جایگاه اصلی خود بازمیگردد، پیام روشنی دارد: پیگیری مستمر و گفتوگوی اجتماعی میتواند به نتیجه برسد.
با این حال، ارزش واقعی چنین رویدادی زمانی نمایان تر شد که در کنار تقدیر، مطالبات نمایندگان بازنشستگان نیز صریح و مسئولانه مطرح شد. دغدغههایی مانند اجرای کامل متناسبسازی، لحاظ واقعی سبد معیشت در تعیین حقوقها، حل مشکلات بیمه تکمیلی و جلوگیری از انباشت بدهیها، نشان میدهد جامعه بازنشستگی قدردان است، اما مطالبهگر نیز باقی میماند. این توازن میان احترام و مطالبه، نشانه بلوغ یک کنش اجتماعی است.
از منظر منطقی نیز تقویت بازوی مالی سازمان تأمین اجتماعی، به معنای افزایش قدرت مانور در مدیریت منابع، پرداخت تعهدات و برنامهریزی برای آینده است. اما این گام، آغاز راه است نه پایان آن. اصلاح ساختار صندوقها، شفافیت مالی، وصول مطالبات از دولت و پایبندی به اصول بیمهای، حلقههای تکمیلکننده این مسیر خواهند بود.
بازنشستگان بیش از هر چیز، ثبات و پیشبینیپذیری میخواهند؛ اینکه بدانند تصمیمها بر اساس قانون و عدالت اتخاذ میشود. بازگشت بانک رفاه میتواند نشانهای از حرکت در همین مسیر باشد؛ مسیری که اگر با استمرار تعامل، صداقت و عمل همراه شود، اعتماد اجتماعی را تقویت خواهد کرد.
آنچه امروز اهمیت دارد، حفظ همین سرمایه اعتماد است؛ سرمایهای که به اندازه منابع مالی، برای آینده تأمین اجتماعی حیاتی است.











