• ترند خبری :
یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ | SUN 26 Jul 2026
رساینه
  • تاریخ انتشار:1404/10/29 19:13:46
  • دسته‌بندی:سیاسی
  • خبرگزاری:مووی مگ

نقد و بررسی فیلم 28 Years Later: The Bone Temple


فیلم 28 سال بعد: معبد استخوان (28 Years Later: The Bone Temple)  اثباتی است بر اینکه هنرمندان نباید نسبت به آثار خود بیش‌ازحد انحصارطلب باشند. دنی بویل، که سال گذشته با فیلم ۲۸ سال بعد (28 Years Later) به دنیای اثر ماندگار و کلاسیک‌شده‌ی سال ۲۰۰۲ خود یعنی ۲۸ روز بعد (28 Days Later) بازگشته بود، حالا سکان هدایت دنباله‌ی آن را به نیا داکوستا (کارگردان فیلم‌های کندیمن (Candyman) و مارول‌ها (The Marvels)) سپرده است. و این نگاه نو کمک کرده تا معبد استخوان (The Bone Temple) فراتر از مرزهایی برود که قسمت قبلی حتی جرأت نزدیک شدن به آن‌ها را نداشت.

با حضور الکس گارلند که همچنان به عنوان فیلمنامه‌نویس در پروژه باقی مانده و پیوندهای داستانی لازم را فراهم کرده، این زوج هنری (داکوستا و گارلند) وحشتی را خلق کرده‌اند که مخاطب را مستقیم به قلب فضایی آخرالزمانی می‌کشاند (که البته این روزها تصور آن چندان دشوار نیست). فیلمی دیوانه‌وار، وحشی، متفکرانه، غم‌بار، تنگناهراسانه، آتشین، هیولایی و در عین حال انسان‌دوستانه است. فیلم ۲۸ سال بعد (28 Years Later) داستان پسری به نام اسپایک (با بازی الفی ویلیامز) را دنبال می‌کرد که امنیت جامعه‌ی ایزوله‌ی خود در لیندیس‌فارن را رها کرد و همه چیز را برای کالای گران‌بهایِ «مهر مادری» به خطر انداخت. آن فیلم ریشه در اسطوره‌های بنیادین داشت؛ ساده، اما تأثیرگذار.

28 Years Later: The Bone Temple

اما فیلمنامه‌ی گارلند در اینجا با الهامی از «مری شلی» (خالق فرانکنشتاین)، پرسش‌هایی را مطرح می‌کند که پیش‌ازاین هرگز واقعاً درباره‌ی «مبتلایان» پرسیده نشده بود. دقیقاً چه چیزی یک انسان را انسان، و یک زامبی را زامبی می‌کند؟ کسی که این سوالات را می‌پرسد دکتر ایان کلسون (با بازی رالف فاینز) است؛ پزشکی بسیار دیوانه و در عین حال بسیار فرزانه که مسئول ساخت «معبد استخوان» است؛ دخمه‌ای که از بقایای اجساد انسان‌ها ساخته شده تا یاد مردگان را زنده نگه دارد. کلسون به‌طور فزاینده‌ای مجذوب یک مبتلای «آلفا» شده که او را سامسون (با بازی چی لوئیس-پری) نامیده است.

داکوستا در حرکت دوربین نسبت به بویل ظریف‌تر عمل می‌کند و در اینجا با فیلمبردار همیشگی خود، شان بابیت، همکاری کرده است. شاید برخی حسرت بخورند که چرا او مانند بویل از آیفون برای فیلمبرداری استفاده نکرده یا صحنه‌های مادون قرمز را در فیلم نگنجانده است. اما بازیگوشی داکوستا هم‌تراز با سلف خود است، فقط با لحنی متفاوت بیان می‌شود: این بازیگوشی در مدیریت سکوت‌ها، یا در مونتاژ غیرمنتظره و خنده‌دار تعاملات سبکِ «کمدی-رمانتیک» میان کلسون و سامسون با آهنگ «دنیای معمولی» از گروه دورن دورن (Duran Duran) خودنمایی می‌کند. این رویکرد به زیبایی با اجرای درنده‌خوی رالف فاینز جفت‌وجور می‌شود. کلسون ظاهری شبیه به کلنل کورتز (در اینک آخرالزمان) دارد اما رفتارش شبیه یودا (در جنگ ستارگان) است؛ آواز می‌خواند، ریز می‌خندد و به زبان لاتین نقل‌قول می‌کند. با دیدن او از خود می‌پرسید که آیا دیوانه شدن واقعاً بهترین راه برای کنار آمدن با پایان جهان نیست؟

28 Years Later: The Bone Temple

با این حال، بازیگر اصلی دیگری نیز در معبد استخوان (The Bone Temple) وجود دارد؛ کسی که در پایان فیلم ۲۸ سال بعد (28 Years Later) با ظاهری شبیه جیمی سویل (مجری بدنام بریتانیایی) و با آن پوزخند مرگبار جک اوکانل سر و کله‌اش پیدا شد. اوکانل پس از درخشش در فیلم سال گذشته‌اش یعنی گناهکاران (Sinners)، یک اجرای شرورانه و استادانه‌ی دیگر ارائه می‌دهد. او می‌فهمد که برای باورپذیر کردن چنین شخصیت پیچیده و ذاتاً شریری چه چیزی لازم است: حسی از منطق درونی و تسلط، حتی در میان آن‌همه قساوت بی‌اندازه. (داکوستا هم البته هر جا لازم باشد ابایی از به تصویر کشیدن خشونتِ دل‌آشوب ندارد). در فیلم درک روشنی وجود دارد که چگونه او توانسته چنین قدرت مفسدانه‌ای بر فرقه‌ی «جیمی‌ها»ی خود داشته باشد؛ فرقه‌ای که اسپایک بیچاره حالا خود را در دام آن می‌بیند، جایی که زیردستانش مثل جیمی لباس می‌پوشند، مثل او فکر می‌کنند و مثل او شکنجه می‌دهند. ویلیامز (بازیگر نقش اسپایک) نیز جایگاه محکمی برای اجرای خود دست‌وپا کرده است؛ یک حد وسطِ پر از اضطراب میان کودکی که هنوز هست و مردی که دنیا او را مجبور می‌کند به آن تبدیل شود.

آنچه کلسون و شخصیت «سر لرد جیمی کریستال» با بازی اوکانل را به هم پیوند می‌دهد، نقش «زبان» در چگونگی ساختن حس انسانیت ( یا سلب کردن آن از یکدیگر ) است. لرد جیمی خود را پسر شیطان معرفی می‌کند، نمادی برای انحراف کامل تمام کلمات و نمادها، کسی که اعمال خشونت‌آمیز خود را «خیریه» می‌نامد. این موضوع به یادآوری جسورانه و لایه‌لایه‌ی فیلم از شخصیت جیمی سویل می‌افزاید؛ مردی که جنایات فجیع خود را زیر نقاب خیریه پنهان می‌کرد. لرد جیمیِ اوکانل، به روش خود، حقیقتِ بربریت خود را پشت یک اجرای باشکوه پنهان می‌کند. در سوی دیگر، کلسون از ناتوانی مبتلایان در برقراری ارتباط یا رضایت دادن رنج می‌برد. این یک قلمرو موضوعی غنی برای این مجموعه فیلم است و به آرامی انتظار مخاطب را برای لحظه‌ای که این دو نفر بالاخره با هم روبرو می‌شوند، بالا می‌برد. و وقتی این اتفاق می‌افتد، تماشایی و جسورانه است.

28 Years Later: The Bone Temple

داکوستا برای قسمت سوم و برنامه‌ریزی‌شده‌ی این سه‌گانه، سکان را دوباره به دنی بویل باز می‌گرداند و قرار است کیلین مورفی نقشش را به عنوان «جیم» تکرار کند. کنجکاوم ببینم آیا معبد استخوان (The Bone Temple) به هیچ وجه بر فیلم بویل تأثیر می‌گذارد یا خیر. گاهی اوقات لازم است دنیای خودمان را از دریچه چشم دیگری ببینیم تا آن را بهتر درک کنیم.

 

نمره: 8/10

منبع: independent

نوشته نقد و بررسی فیلم 28 Years Later: The Bone Temple اولین بار در مووی مگ . پدیدار شد.