سحرگاهی که دشمن لبخند ماهان و ماهور را ربود
آذربایجان شرقی- درست زمان اذان صبح است. ناگهان صدای مهیبی کوچه را پر میکند. زنی با فریاد بلند از میان آتش و دود بیرون آمده و فریاد میزند: «به دادم برسید. ماهان و ماهورم زیر آوار ماندهاند. به داد همسر و کودکان مظلومم برسید.»






