مدیریت جدید تنگه هرمز؛ فرصتها، چالشها و پیامدهای ژئوپلیتیکی
کارشناس و تحلیلگر علوم ارتباطات اجتماعی نوشت: اگر ایران بخواهد در تنگه هرمز یک رژیم تازه و پایدار برای عبور و مرور اجرا کند، پیش از هر چیز به یک منطق روشن برای طبقهبندی کشورها نیاز دارد. این کار در جهان امروز رایج است: دولتها شرکای خارجی خود را بر اساس سطح همکاری، بیطرفی یا خصومت دستهبندی میکنند و متناسب با آن، امتیاز، محدودیت یا محرومیت اعمال میکنند. از تعاملات تجاری پاکستان و هند، تحریم روسیه توسط غرب و تحریم قطر توسط کشورهای عربی، نمونهها نشان میدهد تجارت و دسترسی مدتهاست به ابزار سیاست و امنیت تبدیل شده است. ایران نیز اگر میخواهد ضمن تضمین عبور امن برای برخی کشورها، از هرمز برای درآمدزایی و تحمیل هزینه به کشورهای متخاصم استفاده کند، باید ابتدا سهگانهای روشن از کشورهای «با اولویت»، «خنثی» و «متخاصم» روی میز بگذارد. بدون این تفکیک، هر سیاستی در تنگه هرمز به مجموعهای از تصمیمهای موردی، غیر قابل پیشبینی و پرهزینه تقلیل پیدا میکند که اجماع جهانی نیز در آن وجود ندارد و حتی اجماع جهانی علیه ایران میشود.



