شیئی که آخرین بار ۶ هزار سال پیش در دهان یک انسان بوده است
کشف مواد آلی در محوطههای باستانشناسی عصر سنگ رویدادی نادر و ارزشمند بهشمار میرود، زیرا شرایط محیطی معمولاً به تجزیه سریع این مواد منجر میشود. در این میان، بازیابی تودهای کوچک از رزین حرارتدیده در محوطه ایمه (Ime) واقع در منطقه اگدر (Agder) جنوب نروژ، نمونهای برجسته از چنین یافتههایی است که اکنون در مجموعههای ذخیرهای موزه تاریخ فرهنگی اسلو نگهداری میشود.
به گزارش سیناپرس ، یک شیء باستانی که می توان آن را قدیمی ترین آدامس استفاده شده توسط انسان محسوب کرد که توسط باستان شناسی به نام آنته ساند-اریکسن (Anette Sand-Eriksen) در نروژ مورد مطالعه قرار گرفته و بهعنوان یکی از یافتههای مورد علاقه وی معرفی شده است. توده مذکور که ظاهری قهوهای و نامشخصی دارد، در میان هزاران قطعه سنگی حاصل از فعالیتهای ابزارسازی کشف شده و قدمت آن بر اساس تاریخگذاری رادیوکربن به حدود ششهزار سال پیش بازمیگردد.
محوطه ایمه در نزدیکی شهر لیندسنس (Lindesnes) قرار دارد و پیش از اجرای طرح توسعه یک جاده مهم، مورد کاوش نظاممند قرار گرفت. این محل در عصر سنگ بهصورت تپهای سرسبز مشرف به خلیجی محفوظ بوده و شرایط مناسبی برای پهلوگیری قایقها و استقرار موقت انسان را فراهم میساخته است.
شواهد باستانشناختی حاکی از آن است که انسانها از پایان آخرین عصر یخبندان در این بخش از سواحل نروژ سکونت گزیدهاند. کاوش سال ۲۰۲۰ در ایمه، به سرپرستی ساند-اریکسن، لایههای متعددی از فعالیتهای انسانی را آشکار ساخت که شامل تولید سرپیکان سنگی، پخت مواد غذایی و احتمالاً کاربرد مواد چسبنده بوده است.
یافتههای این محوطه عمدتاً شامل سرپیکانهای خشن و ضایعات تراش سنگ است که نشاندهنده تولید ابزار شکار در محل است. همزمان، مقادیر قابلتوجهی پوسته فندق برشتهشده بهدست آمد که وجود نوعی تنور ابتدایی برای برشتهکردن مغزدانهها را تأیید میکند. در کنار این مواد، توده رزین حرارتدیده توجه ویژهای را به خود جلب کرد.
بررسی آزمایشگاهی در دانمارک مشخص ساخت که این ماده از درختان مخروطی بهدست آمده و ساختار داخلی آن حاوی حبابهای ناشی از حرارت است. آزمایش برش و قرار دادن سوزن داغ در توده، بوی شدید و مشخص مخروطیان را آزاد کرد؛ بویی که پس از ششهزار سال همچنان قابل تشخیص باقی مانده است. این ویژگی نشاندهنده حفظ نسبی ترکیبات فرار آلی در شرایط دفن مناسب است.
گفتنی است کاربرد دقیق این رزین هنوز بهطور قطعی مشخص نشده است. در باستانشناسی عصر سنگ، رزین و قیر گیاهی غالباً بهعنوان ماده چسبنده برای اتصال سرپیکان به دسته تیر یا نیزه بهکار میرفتهاند. نمونههای سالم تیرهایی که رزین در آنها همچنان سرپیکان را محکم نگه داشته، در محوطههای دیگر اروپا یافت شدهاند. سطح توده ایمه دارای اثر خطوط ظریفی است که احتمال پیچیده شدن آن در برگ یا ماده گیاهی مشابه را مطرح میسازد. همچنین، امکان جویده شدن این ماده توسط انسانهای عصر سنگ وجود دارد، هرچند علامت دندان مشخصی بر روی آن مشاهده نشده است ولی شکل کلی توده ممکن است با فشردن آن به سقف دهان سازگار باشد، اما این تفسیر در حد فرضیه باقی میماند.
اهمیت علمی چنین یافتههایی فراتر از کاربرد ابزاری آن است. رزینهای گیاهی بهدلیل خواص شیمیایی خود میتوانند ذرات ریز ماده ژنتیکی را در خود محبوس کنند و از اینرو بهعنوان منابع بالقوه دیانای باستانی شناخته میشوند. نمونههای مشابه که گاه «آدامس عصر سنگ» نامیده میشوند، امکان بازسازی ویژگیهای زیستی انسان های آن روزگار را فراهم آوردهاند.به گزارش سیناپرس، برای مثال، نمونه شاخصی از صمغ پوست درخت غان در دانمارک، دیانای دختری با چشمان آبی، پوست قهوهای و موهای تیره را که حدود ۵۷۰۰ سال پیش میزیسته، آشکار ساخت. با وجود این پتانسیل، توده رزین ایمه تاکنون تحت تحلیل ژنتیکی قرار نگرفته است، زیرا در چارچوب پروژه کاوش اولیه گنجانده نشده بود. انجام چنین بررسیهایی در آینده میتواند اطلاعات دقیقی درباره جمعیتهای انسانی سواحل جنوبی نروژ در اواسط عصر سنگ فراهم آورد.
لازم به ذکر است یافتههای آلی در باستانشناسی اسکاندیناوی بهدلیل شرایط اقلیمی و خاکی منطقه، بهویژه نادر هستند. حفظ رزین در ایمه احتمالاً نتیجه ترکیب عوامل محیطی از جمله رطوبت کنترلشده، دمای پایین نسبی و دفن سریع در رسوبات مناسب بوده است. این امر ارزش حفاظتی مجموعههای موزهای را دوچندان میسازد، زیرا امکان مطالعات آزمایشگاهی مکرر و مقایسه با یافتههای مشابه در آینده را فراهم میآورد.
از دیدگاه روششناختی، کشف این رزین یادآور اهمیت غربال دقیق ضایعات سنگی و توجه به مواد غیرمعمول در جریان کاوش است. بسیاری از یافتههای آلی تنها پس از بررسی دقیق در آزمایشگاه شناسایی میشوند و ممکن است در نگاه نخست نادیده گرفته شوند. تحلیلهای شیمیایی، از جمله طیفسنجی و کروماتوگرافی، میتوانند منشأ گیاهی دقیقتر و فرآیندهای حرارتدهی را مشخص سازند. همچنین، مطالعات میکروسکوپی سطح میتواند آثار ابزار یا تماس انسانی را آشکار کند.
این یافته همچنین بر ضرورت مستندسازی کامل و نگهداری بلندمدت مواد آلی تأکید دارد. با پیشرفت فناوریهای تحلیلی، از جمله توالییابی دیانای باستانی با وضوح بالاتر و روشهای غیرتخریبی، اشیایی که امروز پاسخ قطعی ارائه نمیدهند، ممکن است در دهههای آینده اطلاعات کلیدی فراهم آورند. بدینترتیب، توده کوچک قهوهای رنگ ایمه نه تنها یادگاری از فعالیتهای روزمره انسانهای ششهزار سال پیش است، بلکه منبعی بالقوه برای پژوهشهای میانرشتهای در باستانشناسی، شیمی آلی و ژنتیک جمعیتهای باستانی بهشمار میرود. استمرار چنین مطالعاتی میتواند تصویر دقیقتری از سازگاریهای فناورانه و الگوهای استقرار در سواحل نروژ طی دوره میانسنگی و نوسنگی اولیه ترسیم کند.
مترجم: احسان محمدحسینی











