• ترند خبری :
دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ | MON 27 Jul 2026
رساینه
  • تاریخ انتشار:1405/04/05 09:30:26
  • دسته‌بندی:سیاسی
  • خبرگزاری:سیناپرس

قلعه الموت از غبار فراموشی تا ثبت جهانی


چهل‌وهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو، از ۲۸ تیر تا ۷ مرداد ماه امسال (نوزدهم تا بیست‌ونهم جولای ۲۰۲۶ میلادی)در شهر پوسان جمهوری کره برگزار می‌گردد. این نشست، که یکی از مهم‌ترین گردهمایی‌های تخصصی در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی بشریت به شمار می‌رود، به بررسی پرونده‌های نامزد ثبت در فهرست میراث جهانی اختصاص یافته است. در میان این پرونده‌ها، مجموعه قلعه‌های الموت و استحکامات مرتبط با آن، به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران، در دستور کار قرار داشت که روز گذشته به ثبت جهانی رسید.

به گزارش سیناپرس ، روز گذشته و در  چهل و هشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو، وضعیت ثبت جهانی نامزد ایران بررسی شده و مجموعه تاریخی «قلعه الموت و استحکامات وابسته» به عنوان سی امین اثر ایران به ثبت جهانی رسید. شرایط کنونی اجلاس، با توجه به افزایش تعداد نامزدی‌ها و تأکید روزافزون بر معیارهای ارزش برجسته جهانی، مدیریت حفاظتی و مشارکت جوامع محلی، اهمیت ویژه‌ای یافته است. تصمیم‌گیری در این اجلاس، نه تنها بر سرنوشت یک اثر تاریخی تأثیر می‌گذارد، بلکه بازتابی از تعهد کشورهای عضو به پاسداشت میراث مشترک انسانی است.

باید اذعان داشت که ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو، فراتر از یک عنوان افتخارآمیز، تعهدی بین‌المللی برای حفاظت پایدار، معرفی علمی و بهره‌برداری مسئولانه ایجاد می‌کند. این ثبت، موجب ارتقای سطح آگاهی جهانی نسبت به اهمیت فرهنگی و تاریخی اثر شده و  زمینه‌های همکاری علمی و فنی میان کشورها را فراهم می‌آورد و در عین حال، الزاماتی را در زمینه برنامه‌ریزی حفاظتی، مدیریت گردشگری و تأمین منابع مالی ایجاد می کند.

برای ملت‌ها، این رویداد نمادی از هویت تاریخی و فرهنگی است که می‌تواند به تقویت حس تعلق و مسئولیت‌پذیری نسبت به میراث گذشته بینجامد. در شرایطی که تهدیداتی همچون تغییرات اقلیمی، توسعه ناپایدار و فرسایش طبیعی و جنگ، آثار تاریخی را تهدید می‌کند، ثبت جهانی ابزاری کارآمد برای جلب توجه بین‌المللی و تخصیص حمایت‌های تخصصی به شمار می‌رود.

قلعه الموت، واقع در منطقه کوهستانی رشته کوه البرز و در استان قزوین، یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های معماری دفاعی دوره اسلامی در ایران است. این دژ که بنا بر شواهد تاریخی، در حدود سال ۲۴۶ هجری قمری توسط وهسودان پسر مرزبان و فرمانروای جستانی دیلم، روی آثار دژی از دوره ساسانی بنیاد نهاده شد، در دوران سلجوقی به تصرف حسن صباح درآمد و به پایگاه اصلی فرقه اسماعیلیه تبدیل گشت.

موقعیت استراتژیک آن بر فراز صخره‌ای مرتفع، با ارتفاعی حدود دو هزار متر از سطح دریا و دیواره‌های طبیعی پرتگاهی، آن را به دژی تقریباً تسخیرناپذیر بدل کرده بود. معماری قلعه، که شامل بخش‌های بالا و پایین است، با بهره‌گیری هوشمندانه از توپوگرافی طبیعی صخره‌ها شکل گرفته و دیوارهای آن به تبعیت از خطوط ناهموار سنگ‌ها احداث شده‌اند. مصالح اصلی شامل سنگ، ملات گچ، آجر و در برخی بخش‌ها کاشی و تن‌بوشه‌های سفالی است.

سیستم‌های آبرسانی پیچیده، تونل‌های زیرزمینی، مخازن ذخیره آب و فضاهای مسکونی و دفاعی، نشان‌دهنده دانش پیشرفته مهندسی و سازگاری با شرایط سخت کوهستانی است. این مجموعه، که شامل قلعه‌های مرتبط دیگری نیز می‌گردد، نه تنها گواهی بر مهارت معماران ایرانی در بهره‌برداری از طبیعت برای مقاصد دفاعی است، بلکه بازتاب‌دهنده تحولات سیاسی، مذهبی و فرهنگی سده‌های میانه اسلامی به شمار می‌رود. ویرانی بخش‌هایی از آن در حمله مغول در سال ۱۲۵۶ میلادی، هرچند آسیب‌هایی به این دژ تاریخی  وارد آورد، اما بقایای برجای‌مانده همچنان ارزش علمی و تاریخی بی‌مانندی دارند.

حسن صباح، متفکر و رهبر مذهبی برجسته اسماعیلیه ، در حدود سال ۴۴۵ هجری قمری در قم زاده شد و پس از تحصیلات در علوم دینی و فلسفه، به جرگه فاطمیان مصر پیوست. وی در سال ۴۸۳ هجری قمری با برنامه‌ریزی دقیق و بهره‌گیری از حمایت محلی، قلعه الموت را تصرف نمود و آن را به مرکز فرماندهی دولت اسماعیلیه تبدیل ساخت. حسن صباح با ایجاد سازمانی منظم مبتنی بر دعوت، اطاعت مطلق پیروان و بهره‌برداری هوشمندانه از موقعیت جغرافیایی قلعه‌های کوهستانی، شبکه‌ای گسترده از پایگاه‌های دفاعی را در مناطق مختلف ایران و سوریه بنیان نهاد. او تا پایان عمر خود در سال ۵۱۸ هجری قمری در الموت اقامت داشته و از این دژ نه تنها به‌عنوان مقر حکومتی، بلکه به‌عنوان مرکز علمی و کتابخانه‌ای مهم استفاده کرد که آثار فلسفی، کلامی و علمی بسیاری در آن گردآوری و مطالعه می‌شد.

پیروان حسن صباح، معروف به اسماعیلیون یا حشاشین، از قلعه الموت به‌عنوان پایگاه اصلی عملیات نظامی، تبلیغی و سیاسی خود بهره می‌بردند. این گروه با اتکا به استراتژی‌های دفاعی پیشرفته، شبکه‌های مخفی ارتباطی و تاکتیک‌های گزینشی ترور سیاسی، در برابر قدرت‌های بزرگ عصر خود، به‌ویژه سلجوقیان، مقاومت می‌نمودند. قلعه الموت برای آنان نه صرفاً یک دژ نظامی، بلکه نمادی از استقلال مذهبی و سیاسی بود که امکان حفظ هویت و گسترش دعوت اسماعیلی را در شرایط دشوار فراهم می‌آورد. این استفاده مستمر تا سال ۱۲۵۶ میلادی و تصرف قلعه توسط هولاکو خان مغول ادامه یافت و در این مدت، الموت به یکی از مهم‌ترین کانون‌های قدرت و فرهنگ اسماعیلی در تاریخ جهان اسلام تبدیل گردید.

توجه به این مساله ضروری است که حفظ آثار تاریخی همچون قلعه الموت، وظیفه‌ای فرهنگی و اخلاقی است که فراتر از مرزهای ملی قرار دارد. این آثار، اسناد زنده‌ای از خلاقیت، مقاومت و هویت جوامع گذشته‌اند و نابودی یا بی‌توجهی به آن‌ها، به معنای گسست پیوند نسل‌ها با ریشه‌های تاریخی خود است. در این میان، سرزمین باستانی ایران، با دارا بودن میراثی غنی و متنوع از تمدن‌های کهن تا دوره‌های اسلامی، یکی از کشورهای برخوردار از بیشترین تعداد آثار تاریخی و فرهنگی در جهان محسوب می‌شود.

این غنای استثنایی، که شامل ده‌ها اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی و صدها اثر واجد ارزش ملی است، در عین حال چالش‌هایی جدی را نیز به همراه آورده است. فراوانی آثار و گستردگی جغرافیایی آن‌ها، موجب گردیده که منابع مالی و نیروی انسانی موجود، پاسخگوی نیازهای حفاظتی، مرمتی و معرفی تمامی این گنجینه‌ها نباشد. در نتیجه، بسیاری از محوطه‌های تاریخی، علیرغم اهمیت والای خود، از توجه و بودجه‌گذاری کافی محروم مانده‌اند و در معرض فرسایش طبیعی یا آسیب‌های انسانی قرار دارند. ثبت جهانی قلعه الموت، در صورت تحقق، می‌تواند فرصتی برای جلب حمایت‌های بین‌المللی و افزایش آگاهی عمومی نسبت به ضرورت تخصیص عادلانه‌تر منابع به میراث فرهنگی کشور فراهم آورد. پاسداشت این آثار، نه تنها حفظ گذشته، بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده‌ای است که در آن هویت فرهنگی ملت‌ها همچنان زنده و الهام‌بخش باقی بماند.

در پایان نمی توان از ثبت جهانی الموت نوشت و نامی از دکتر حمیده چوبک نیاورد. در طول بیش از بیست و پنج سال تلاش مستمر و بی‌وقفه، دکتر حمیده چوبک، باستان‌شناس برجسته و مدیر پایگاه میراث فرهنگی الموت، این محوطه باستانی را از دل فراموشی بیرون کشید و با کاوش‌های علمی دقیق و پژوهش‌های متعدد، لایه‌های پنهان تاریخ آن را آشکار ساخت.

او با صبر و دقتی مثال‌زدنی، سامانه‌های مهندسی آب، ساختارهای دفاعی و شواهد فعالیت‌های علمی و نجومی این دژ را مستند کرد و مجموعه گسترده‌ای از داده‌های تاریخی و باستان‌شناختی را گرد آورد که تصویر روشنی از جایگاه الموت به‌عنوان مرکز سیاسی، نظامی و فکری اسماعیلیان در سده‌های میانه ارائه می‌داد. این کوشش‌های ژرف و جامع، پرونده ثبت جهانی را چنان استوار و بی‌نقص ساخت که یونسکو آن را در نخستین بررسی و بدون هیچ ایرادی پذیرفت و بدین‌سان، یکی از ارزشمندترین مواریث فرهنگی ایران را بر بلندای فهرست میراث جهانی نشاند.

این بانوی فرهیخته که جوانی و عمر خود را در راه پاسداری و جهانی‌ساختن یکی از نمادهای باشکوه تمدن ایرانی صرف کرد، در روز اجلاس کمیته میراث جهانی، با فروتنی و بی‌هیاهو در انتهای هیأت ایرانی نشسته بود و هنگامی که خبر ثبت جهانی الموت اعلام شد، اشک شوق از چشمانش سرازیر گشت.

ثبت این اثر سترگ بدون تردید مدیون همت دلسوزانه، دانش عمیق و پایداری خستگی‌ناپذیر اوست؛ زنی که با اراده‌ای پولادین و عشقی خالص به میراث نیاکان، نام الموت را برای همیشه در حافظه جهانیان حک کرد و الگویی ماندگار از فداکاری علمی و میهن‌دوستی را به نسل‌های آینده سپرد.

گزارش: دکتر احسان محمدحسینی- باستان شناس ، پژوهشگر