• ترند خبری :
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ | WED 29 Jul 2026
رساینه
  • تاریخ انتشار:1405/04/07 09:15:21
  • دسته‌بندی:سیاسی
  • خبرگزاری:سیناپرس

پیامدهای حمله به تأسیسات نمک‌زدایی خلیج فارس بر امنیت آبی منطقه؛ وقتی آب به سلاح جنگ تبدیل می‌شود


جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل از یک‌سو و ایران از سوی دیگر، که از اسفند ماه سال گذشته آغاز شد، به‌سرعت زیرساخت‌های حیاتی منطقه خلیج فارس، از جمله تأسیسات نمک‌زدایی، را در معرض تهدید قرار داد. رفته رفته این تأسیسات که بخش عمده‌ای از آب آشامیدنی کشورهای حاشیه خلیج فارس را تأمین می‌کنند، به هدفی راهبردی برای طرفین درگیری تبدیل شدند. در این گزارش قصد داریم به بررسی تاثیرات مخرب آسیب به این مراکز بپردازیم.

به گزارش سیناپرس، در روزهای نخست درگیری نظامی بین ایالات متحده و ایران، گزارش‌هایی از آسیب غیرمستقیم به مجتمع فجیره F1 در امارات متحده عربی و ایستگاه دوحه غرب در کویت بر اثر موشک‌ها یا قطعات پهپادهای رهگیری‌شده منتشر شد؛ هرچند عملیات این تأسیسات ادامه یافت. در اسفند ماه ۱۴۰۴، ایران ایالات متحده را به حمله به یک واحد نمک‌زدایی در جزیره قشم متهم کرد و مدعی شد این حمله تأمین آب حدود ۳۰ روستا را مختل کرده است. وزیر امور خارجه ایران هشدار داد که ایالات متحده این سابقه را ایجاد کرده است. روز بعد، وزارت کشور بحرین اعلام کرد که یک پهپاد ایرانی به یکی از مراکز نمک‌زدایی این کشور آسیب وارد کرده است.

در ادامه درگیری ها، گزارش‌هایی از آسیب به تأسیسات آب شیرین کن امارات و کویت نیز منتشر شد. در تیرماه، حملات ایران به یک واحد نمک‌زدایی در کویت آسیب وارد کرد و نگرانی‌ها درباره گسترش هدف‌گیری این زیرساخت‌ها افزایش یافت. همچنین گزارش‌هایی مبنی بر اقدام امارات علیه تأسیسات ایرانی منتشر شده است. این موضوع در حالی است که ایران به صراحت اعلام کرده بود که هیچگاه در حمله به تاسیسات غیر نظامی و زیر ساخت ها پیشگام نخواهد بود اما در صورت حمله به زیرساخت‌های انرژی خود، تأسیسات نمک‌زدایی کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد. این رویدادها نشان‌دهنده آسیب‌پذیری شدید امنیت آبی منطقه در شرایط درگیری نظامی است.

در این شرایط باید توجه داشت که کشورهایی مانند کویت، بحرین و قطر بیش از ۹۰ درصد آب آشامیدنی خود را از طریق نمک‌زدایی تأمین می‌کنند و هرگونه اختلال می‌تواند میلیون‌ها نفر را با بحران فوری آب مواجه سازد.

برای بررسی دقیق تر این موضوع باید توجه داشت که اگرچه امروزه بخش عمده ای از آب آشامیدنی مردم منطقه از طریق شیرین کردن آب دریا تامین می شود اما سکونت انسان در سواحل و جزایر خلیج فارس به دوران پیش از تاریخ بازمی‌گردد. شواهد باستان‌شناختی، از جمله سفال‌های پیش‌تاریخی در جزیره ابوموسی و کتیبه‌های هخامنشی در خارک، نشان‌دهنده حضور پیوسته اقوام ایرانی از دوران باستان است. جزایری مانند کیش، قشم، هرمز و ابوموسی در دوره‌های ایلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی مراکز تجاری و دریایی مهمی به‌شمار می‌رفتند.

در شرایط اقلیمی خشک و کمبود منابع آب شیرین طبیعی، ساکنان این مناطق عمدتاً به جمع‌آوری و ذخیره آب باران متکی بودند. در جزایری مانند ابوموسی و تنب، ساختارهای سنگی زیرزمینی مانع نفوذ آب شور دریا می‌شد و امکان ذخیره آب باران در چاه‌ها و آب‌انبارها را فراهم می‌آورد. در کیش نیز قنات‌های آب شیرین وجود داشت. این سامانه‌های سنتی، شامل آب‌انبارهای سرپوشیده و چاه‌های عمیق، امکان تأمین آب شرب را در دوره‌های کم‌بارش فراهم می‌کردند و نشان‌دهنده سازگاری دیرینه جوامع محلی با محدودیت‌های منابع آبی منطقه است.

استفاده از این سیستم ها در طول تاریخ باعث شده بود مناطق فوق الذکر توانایی میزبانی از جمعیت مشخصی را داشته باشد اما با توسعه فناوری های مدرن و افزایش جمعیت، استفاده از سامانه‌های مدرن نمک‌زدایی آب دریا آغاز شد. این سامانه ها عمدتاً بر دو فناوری اصلی استوارند: فرآیندهای حرارتی و فرآیندهای غشایی.

در فرآیندهای حرارتی، از جمله تقطیر ناگهانی چندمرحله‌ای  و تقطیر اثر چندگانه، آب دریا حرارت داده می‌شود تا تبخیر گردد. بخار حاصل پس از میعان، به آب شیرین تبدیل می‌شود. این روش‌ها انرژی بالایی مصرف می‌کنند اما برای آب‌های بسیار شور مناسب‌اند و اغلب با نیروگاه‌های تولید برق تلفیق می‌شوند.

فرآیند غشایی غالب، بر پایه اسمز معکوس است که امروزه رایج‌ترین و اقتصادی‌ترین روش محسوب می‌شود. در این سامانه، آب دریا پس از پیش‌تصفیه (فیلترهای شنی، کربنی و افزودن مواد شیمیایی برای حذف ذرات و موجودات زنده)، تحت فشار بالا از غشاهای نیمه‌تراوا عبور داده می‌شود. آب خالص از غشا می‌گذرد و نمک‌ها و املاح در سمت دیگر باقی می‌مانند. اجزای اصلی این سیستم شامل واحد پیش‌تصفیه، پمپ‌های فشار بالا، ماژول‌های غشایی، دستگاه‌های بازیابی انرژی و واحد پس‌تصفیه ،تنظیم pH و افزودن مواد معدنی است. پساب شور  نیز  در خاتمه به دریا بازگردانده می‌شود.

باید توجه داشت هر دو فناوری نیازمند انرژی قابل توجه، تأسیسات ورودی آب دریا و سیستم‌های مدیریت پساب هستند و در مقیاس صنعتی، ظرفیت تولید روزانه صدها هزار تا میلیون‌ها مترمکعب آب شیرین را دارند. به همین دلیل آسیب به تأسیسات نمک‌زدایی پیامدهای فوری و بلندمدت گسترده‌ای دارد. از منظر انسانی، قطع یا کاهش شدید تولید آب شیرین در کشورهایی که وابستگی ۹۰ درصدی یا بیشتر به این منابع دارند، به‌سرعت به بحران آب آشامیدنی، اختلال در بهداشت عمومی، افزایش بیماری‌های مرتبط با کمبود آب و فشار بر سیستم‌های بهداشتی منجر می‌شود. در مناطق گرمسیری جنوب ایران و کشورهای جنوبی خلیج فارس، این وضعیت در فصل گرما می‌تواند به تخلیه اجباری جمعیت یا بحران‌های انسانی گسترده بینجامد و آسیب به تأسیسات قشم در مارس ۲۰۲۶ نمونه کوچکی از چنین پیامدهایی بود.

از دیدگاه محیط‌زیستی، آسیب فیزیکی می‌تواند به نشت مواد شیمیایی تصفیه‌کننده (مانند هیپوکلریت سدیم، کلرید آهن و اسید سولفوریک) به دریا و محیط اطراف منجر شود. علاوه بر این، اختلال در مدیریت شورابه که حتی در شرایط عادی نیز با افزایش موضعی شوری، کاهش اکسیژن محلول و آسیب به موجودات دریایی همراه است، می‌تواند غلظت نمک و آلاینده‌ها را در آب‌های کم‌عمق و کم‌جریان خلیج فارس تشدید کند. باید توجه داشت که خلیج فارس به دلیل ویژگی‌های هیدرولوژیکی خود، نسبت به انباشت شوری بسیار حساس است و افزایش بیشتر آن، تنوع زیستی مرجان‌ها، ماهیان و سایر آبزیان را تهدید می‌کند.

در سطح اقتصادی و اجتماعی، وابستگی شدید به تعداد محدودی از تأسیسات بزرگ، آسیب‌پذیری سیستمی ایجاد کرده است. قطع آب می‌تواند فعالیت‌های صنعتی، کشاورزی و شهری را مختل کند و هزینه‌های بازسازی و تأمین اضطراری آب را به شدت افزایش دهد. این وضعیت، ضرورت تنوع‌بخشی به منابع آب، تقویت پدافند غیرعامل تأسیسات و توسعه فناوری‌های پایدارتر را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

در مجموع، جنگ اخیر نشان داد که تأسیسات نمک‌زدایی، علی‌رغم نقش حیاتی‌شان در تأمین امنیت آبی مناطق خشک خلیج فارس، به نقاط ضعف راهبردی تبدیل شده‌اند و حفظ این زیرساخت‌ها و کاهش وابستگی مطلق به آن‌ها، شرط اساسی پایداری زندگی و محیط زیست در این منطقه بحرانی است.

گزارش: حمید تعالی