همه جای این کشور میشود برای این غم گریه کرد
عرق پیشانیام را میگیرم. مصلی میآید جلوی چشمم. تابوتها، کوچکترینشان! اشک میجوشد و قطرهقطره میریزد روی پیراهنم. غم، غم است. خانه ما توی قم و مصلای تهران ندارد. همه جای این کشور میشود برای این غم گریه کرد.






