Loading...
​زاینده‌رود، گفت‌وگو با بحران: از عدالت هزارساله آب تا جدال امروز میان فناوری و حقابه‌داران

عاطفه علیان: پایم که روی بستر خشک زاینده‌رود می‌لغزد، صدای خرد شدن خاک زیر کفش‌هایم شبیه شکستن استخوان‌های یک پیرمرد می‌ماند. رودخانه‌ای که روزی محور زندگی اصفهان و شریان حیات دشت‌های پیرامونش بود، حالا به دشتی ترک‌خورده و خاموش بدل شده.

عاطفه علیان: پایم که روی بستر خشک زاینده‌رود می‌لغزد، صدای خرد شدن خاک زیر کفش‌هایم شبیه شکستن استخوان‌های یک پیرمرد می‌ماند. رودخانه‌ای که روزی محور زندگی اصفهان و شریان حیات دشت‌های پیرامونش بود، حالا به دشتی ترک‌خورده و خاموش بدل شده.

باد داغ از سمت گاوخونی می‌وزد و شن و غبار را در هوا پخش می‌کند. انگار رودخانه می‌خواهد چیزی بگوید، اما گلویش پر از خاک است. در ذهنم صدایی شکل می‌گیرد:

اخبار مرتبط